يخ
و يا برف بر سر و پيشانى بندند ؛ به قدر طاقت . و بازوها و رآنها را ببندند و آب نعناع تر را به آب سرگين الاغ و يا سرگين بچّهء گاو ، با كافور و يا بى كافور ، در بينى بچكاند .
و يا كافور به آب گشنيز تازه و يا آب برف و يا يخ و مازو و گردآسيا و كُنُدر و دمُ الاخَوَين و شبّ يمانى ، بسيار نرم سوده ، در انبوبه و يا قلمى كرده ، در بينى بدمند . و گُل خطمى با سركه سرشته ، بر سر ضماد نمايند . و ضماد آملهء كوبيده با آب بارتنگ ، بريافوخ و پيشانى مفيد است . و ضماد برگ « 1 » بارتنگ با گشنيز تازه به دستور .
و اگر سبب آن ، بسيارى خون در بدن و دماغ باشد
علامت آن : علامات صداع دموى و پُرى و برآمدگى عروق سر و بدن و حمرت وجه « 2 » است .
علاج آن : علاج صداع دموى از فصد قيفال و حجامت بين الكتفين و آشاميدن مبرِّدات و آب دوغ ترش .
در نوع اوّل ، احتياج به مبرِّدات بيش تر . و در اين ، احتياج به فصد و حجامت بيش تر است .
فصل ششم از مطلب دوم : در بيان « وَجَعَ اسنان و لثّه » و اسباب و علامات و معالجة « 3 » آنها
اين نيز از اسباب اربعهء مذكوره مىباشد .
اوّلًا ببايد دانست هر كه خواهد كه دندان و لثّهء او محفوظ ماند از آفات ، بايد كه مراعات اين امور نمايد .
يكى ، آن كه اجتناب نمايد از آن كه غذا در معدهء او فاسد گردد .
دوم ، از خاييدن چيزهائى كه به دندان بچسبد ؛ خصوصا كه شيرين باشد ؛ مانند انجير و حلوا سوهان و يا صلب و دشوار شكن باشد و در خُرد كردن آن زور بسيار به دندان رسد .
هامش
( 1 ) . الف : ( برگ ) حذف شده .
( 2 ) . ب : و وجع .
( 3 ) . ب : معالجات .