گرم و موم و مصطكى و زردهء تخم مرغ پختهء گرم ؛ به حدّى كه « 1 » گرمى آنها به بن دندان برسد و اشك از چشم آيد .
فصل هشتم از مطلب دوم : در بيان وَرَمِ لَثَّه و اسباب و علامات و معالجات آن
يعنى ورم بُن دندان . و آن اگر از غلبهء دم است : علامت و علاج آن نيز ، همان علامات « 2 » و معالجهء درد دندان حارّ دموى است .
و جهت انفجار ورم : تخم ريحان كوبيده و يا بزرقطونا و كاغذ نرم كوبيده بدان بپاشند ، منفجر گرداند . و پاشيدن كتيرا و تخم مَرو و مغز بادام شيرين مقشّر و هوجويه و سريش و بيخ هليمون « 3 » و گل خطمى ؛ مجموع و يا بعضى . و اگر تخم تمر هندى را نيز به آنها ضم نمايند ، زودتر منفجر مىگرداند .
فصل نهم از مطلب دوم : در بيان « زَوالِ لَثَّه » و اسباب و علامات و معالجات آن
يعنى رفتن گوشت بن دندان .
اگر به سبب غلبهء دم باشد :
علامت و علاج آن ، بِعَينِه علامت و علاج درد دندان دموى است . و پاشيدن سنونات منبتهء لحم « 4 » آن ؛ مانند سماق و گِل ارمنى و طباشير و گلنار و مازو و دمُ الأخوين و پوست قاقلهء كبار و فوفل و پوست بيخ زرشك و كات هندى و گل سرخ و امثال اينها .
هامش
( 1 ) . الف : كه كه .
( 2 ) . الف : همان از علامات .
( 3 ) . الف : ( حليمو ) ب : ( حليمون ) آمده است اما طبق متن مخزن الأدويه ( هليمون ) صحيح است .
( 4 ) . ب : منبته اللحم .