فصل اوّل [ از مطلب دوم ] : در بيان « صداع » و اسباب و علامات و معالجات آن
بدان كه صُداع انواع است ؛ از ساذجه و مادّيه .
و از جملهء ساذجه :
يكى ، آن است كه از اسباب مُسَخِّنهء خارجيهء بدنيه به هم رسد ؛ مانند جلوس و يا مشى در آفتاب و يا نزديك آتش بسيار مقام كردن و يا دوا و غذاى حارّ بالقوّه و يا بالفعل تناول نمودن و يا در حمّام بسيار توقّف كردن . و بالجملهء آنچه از خارج به جهت حرارتى زائد بر حرارت بدن عارض گردد و به اعتبار استعداد دماغ و اعضاء رأس باعث صداع گردد .
علامت آن : وجود يكى از اسباب مذكوره و يا تقدّم يكى از آنها و حرارت ملمس سر و خشكى بينى و عطش و صدا از گوش برآمدن و تخفيف و تسكين از استعمال مبِّردات بالفعل و يا بالقوّه و عدم ثقل سر و اعتدال در ساير حالات بدن است .
علاج آن : استشمام صندل و گلاب و گُل بنفشه و نيلوفر و سركهء مخلوط با گلاب و استنشاق گلاب و ماليدن تخم كاسنى كوبيده با گلاب بر سر و يا گشنيز تازه و يا خشك ساييده و ماليدن روغن گل خام با سركه و روغن خشخاش و آب خيار و كافور و ضماد تراشهء كدو و خيار . و طِلاى سودهء هستهء هليلهء زرد با آب و يا گلاب .
و يا « قرص مثلّث » به آب گشنيز و چسبانيدن آن بر صُدغَين ؛ كه پارچه كاغذى را مدوّر به شكل درهم بزرگى چيده ، به سوزن سوراخ نموده ، قرص مثلّث را حل نموده ، بر آن ماليده ، بر صُدغَين بچسباند . و لَخلَخهء متِّخذ از گلاب و سركه و صَندَلين و آب گشنيز تازه و ماليدن پاها .
و پاشويه به آب گرم و يا آبى كه در آن ، گُل بنفشه و نيلوفر و خُبّازى و خطمى و برگ بيد و خبّازى و سبوس گندم جوشانيده باشند ؛ كُل و يا بعضى اينها آن چه ميسّر آيد . و آشاميدن آب انارين و آب ريباس و غوره و آلوچه يا « 1 » آلوى بخارايى .
هامش
( 1 ) . ب : با .