مقرّر داشتند ، در سفر غالبا سه مرتبه يا چهار مرتبه گرسنه مىگردند و محتاج به أكل غذا ، گو اندك باشد .
بدان كه تدبير آشاميدن آب او آن است « 1 » كه : اقلًّا آب يك دو منزل را با خود بردارد و همچنين در هر منزلى كه مىرسد ؛ يعنى آب بلد متوطن خود را تا يك دو منزل همراه بردارد و چون به منزل دوم رسد ، قدرى از آن آب و قدرى از آب آن منزل بياشامد و آب يك دو روزهء اين منزل را نيز با خود بردارد .
و به هر منزلى كه مىرسد ، گاهى آب منزل سابق و گاهى آب منزل وارد بدان را بياشامد . و يا آن كه قليلى سركه در آب داخل كرده بياشامد در صورتى كه نتواند آب با خود بردارد . و يا آن كه قدرى از خاك خالص حُر - خصوصا خاك بلد خود - را همراه دارد و در هر منزلى ، قدرى از آن در آب آن منزل ريزد و خوب بر هم زند و بگذارد كه ته نشين گردد ، پس آن آب را بياشامد ؛ تا دفع مضرّت آن گردد و دفعتا تغير و تبديل از آبى به آبى نيابد .
خوردن سير و پياز و سركه و كاهو ، هر كدام كه باشد ، دفع مضرّت مِياه مختلفه مىنمايد . و دفع ضرر آب شور را به اختلاط با سركه نمايد ؛ و آب متغيرهء الطّعم را به سكنجبين ، و آب تلخ را به مخالطهء قدرى شكر ؛ و آب غليظ بدبو را به طبخ و يا تقطير - يعنى عرق آن را گرفتن - و يا به خلط با سركه و يا خاك طيب خالص حُر .
بدان كه هر گاه در منزلى و جايى ، آب كم به دست آيد و خوف ضرر از عطش باشد ، بايد كه اغذيهء معطِّشه - مانند اطعمهء شور و تند و تيز و شيرينى - تناول ننمايد و تقليل در اكل نمايد و اغذيهء تَفِهَه بخورد و چون تشنه گردد ، اندك آب مخلوط با سركه بياشامد ، كه قليل آن كفايت از آب كثير مىنمايد . و همچنين احتراز از تعب و حركات عنيفه و سرعت رفتار و تكلّم بسيار - خصوصاً به آواز بلند - و اغذيهء حارّه .
و بدان كه از جمله چيزهايى كه رفع عطش مىنمايد ، نگاه داشتن آلوبخارايى است در دهان و يا اناردان و يا تمر هندى و يا قَراقُروط ؛ و آشاميدن دوغ ترش ، و خرفه « 2 » كه در دوغ
هامش
( 1 ) . ب : آب و آن آن است .
( 2 ) . الف و ب : ( خرقه ) آمده اما با توجه به متن كتاب مخزن الأدويه مؤلف ( خرفه ) صحيح است .