فارسى « آبدزدك » و به هندى « بچكارى » نامند - مىسازند ؛ بزرگ به مقدار گنجايش آن مقدار دوا و بر سر آن انبوبه نصب نموده استعمال مىنمايند . « 1 » و از براى حقنهء قُبُل نيز به همان شكل زَرّاقَه و ليكن از آن كوچكتر . و از براى ادخال دوا در احليل جهت قرحهء جوف آن و يا مثانه ، نيز به همان شكل و ليكن كوچك .
مقدّمهء هفتم : در بيان هيأت محقون
بدان كه بهترين هيأت آن است كه او « بارِك » باشد ؛ يعنى زانوها را بر زمين گذاشته ، سُرين را بلند نموده حقنه نمايد ؛ تا دوا به سرعت به معاءِ مستقيم داخل گردد . و يا آن كه به « 2 » پهلوى چپ خوابيده باشد .
و اگر وجع مايل به ناحيهء پشت باشد ، بايد كه بر پشت خوابيده . و [ نيز ] اگر قولِنج به مشاركت گُرده باشد . و نيز به هر طرف كه وجع شديد باشد از يمين و يسار ، به همان پهلو خوابيده . و اگر به ناحيهء قدّام باشد ، به همان نحو بارِك بهتر است . و بالجملة ، مراعات اين امور ضرورى است .
و بايد كه به زور تمام دوا نريزند و يا مثانه و يا خيكچه را نفشارند كه صدمه به امعاء رسد .
و چون محقنه را برداشتند ، بايد كه محقون بر پشت و يا به جانب وجع بخوابد و خود را از سرفه و عطسه و يا رسيدن هواى بسيار سرد و يا بسيار گرم و حركات باز دارد . و چون تقاضاى اخراج يابد ، به بيتُ الخلا رود تا اخراج يابد . و چون دوايى كه اوّل ريختهاند بر نگردد ، دفعه دوم بريزند . و در هر حقنه تا چهار دفعه بريزند « 3 » و از سه دفعه كم تر نه .
و بايد كه سه ساعت از شب مانده شروع نمايند ؛ تا به ربع روز به اتمام رسد . « 4 » و بعد از
هامش
( 1 ) . ب : ( و اطباى روم و فرنگ . . . استعمال مىنمايند ) حذف شده .
( 2 ) . ب : ( به ) حذف شده .
( 3 ) . الف : ( و در هر حقنه تا چهار دفعه بريزند ) حذف شده .
( 4 ) . ب : برسد .