نيز بايد كه رقيق نباشد ، بلكه معتدل القوام باشد ؛ زيرا كه رقيق باعث انتشار و تفريق در بدن و افساد است و فايده بر آن مترتّب نمىگردد . و اگر غليظ باشد ، باعث زحير و قرحهء امعاء مىگردد .
و نيز بايد كه مراعات سنّ و وقت و سَحنهء مريض را نمايند در امور مذكوره ؛ كه اطفال را به مقدار برداشت و جوانان را نيز به مقدار تحمّل و پيران را نيز در مقدار لايق در گرمى و سردى و ضعف و قوّت ادويهء آن .
مقدمهء ششم : در بيان آلت حُقنَه
بدان كه آلتى را كه به آن حقنه مىنمايند - كه « مِحقَنَه » نامند - به اشكال مختلفه و انحاءِ متعدّده ذكر نمودهاند . و ليكن بهترين آنها و سهلُ المأخذ - خصوص در بلاد هند و بنگاله كه مردم آنجا اكثر گوشت گاو مىخورند و در هر « 1 » بازار يك دو دكّان قصّاب گاو است - آن است كه « 2 » :
مثانهء گاوى را دميده ، پر باد كرده ، بر دست و يا « 3 » بر تخته نردى بزنند كه اندكى مقدار جوف آن وسيع گردد ؛ كه آن مقدار دوا اگر بيك دفعه حقنه مىنمايند ، اندك مقدارى زياده بر آن ؛ كه اگر هنگام استعمال ريخته شود ، كمى در مقدار آنچه به استعمال مىآيد واقع نشود .
پس نى باريكى به مقدار قلمى و يا انبوبه [ اى ] از مس و يا نقره كه سر آن املس باشد بر سر آن مثانه مستحكم بسته ، دوا در آن پر كرده ؛ كه جوف آن خالى نباشد كه در آن هوا داخل شود . و اگر مثانه بزرگ و دوا آن مقدار نباشد كه آن را پر نمايد ، هنگام استعمال اندك بفشارند كه هواى جوف آن و چند قطره دوا هم برآيد . « 4 » پس آن انبوبه را به روغن گُل چرب نموده و مخرج را نيز ، بلكه در اطفال و محرور المزاجان ، انگشت كوچك را به روغن گُل و يا كنجد و يا قيروطى چرب نموده ، به ملايمت داخل مقعده نموده ، اندك بگردانند كه چرب گردد . پس انبوبه را داخل كرده ، اين مثانه
هامش
( 1 ) . ب : ( هر ) حذف شده .
( 2 ) . ب : قصاب گاوى است كه .
( 3 ) . ب : پا .
( 4 ) . ب : دوا بهم برآيد .