تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1277

مساهمون:

ص١٢٧٧
الي خارجٍ و تُخْرِجُ « 1 » الَي القيامِ بِسُرعَةٍ » . « 2 » حاصل ترجمهء كلام « شيخ » اين است : امّا انبوبهء محقنه - يعنى نيچهء آلت حقنه - پس بهترين شكل كه ذكر كرده‌اند از براى آن اطبّاى پيشين آن است كه : بايد بوده باشد دايرهء آن منقسم به دو قسم ؛ كه يك قسم آن ثلث دايره و قسم دوم آن دو ثلث دايره باشد . و گردانيده شده باشد ميان اين دو قسم مختلف در مقدار ، از اوّل تا آخر ، حجابى از جسدى كه فراگرفته شده از آن ، جسد انبوبهء محقنه ؛ يعنى در جوف آن پرده [ اى ] نصب نمايند و به لحيم مستحكم كنند كه يك طرف آن ، مقدار يك ثلث و طرف ديگر مقدار دو ثلث باشد ؛ از اوّل تا آخر انبوبه . و بر سر آن انبوبه خيكچه [ اى ] نصب نمايند كه تمام انبوبه را فراگيرد . و بايد كه مسدود كرده باشند سر جزء اصغر - يعنى آن طرف كه خيكچه بر آن نصب كرده شده - به لحيم قوى ؛ تا داخل آن نگردد هوا . و زير موضع نصب خيكچه ، سوراخى باشد از جانب يك ثلث و نيز نزديك به موضعى كه انبوبه داخل مقعده نمىگردد . و منفذى ديگر باشد ميان حجاب انبوبه كه هوا از دو ثلث به يك ثلث آيد ؛ كه چون دوا از خيكچه بفشارند ، به انبوبه آيد و هواى جوف انبوبه ، از منفذ دو ثلث به يك ثلث آيد و از منفذ دوم آن - كه نزديك خيكچه است - بر آيد و هوا داخل امعاء نگردد ، بلكه دواى صِرف داخل شود . پس قرار گيرد حقنه در معا « 3 » استقرارى نيكو ؛ به جهت آن كه ريح بر مىگرداند دوا را به خارج و محتاج مىگرداند به قيام از براى تبرُّز به زودى . بدان كه اين‌چنين آلتى را ساختن ، بلكه فهم كلام شيخ - رحمه اللّه - كه درين موضع بيان نموده‌اند ، دشوارست بر اكثرى . و بعضى خيكچه ساخته و بر سر آن انبوبهء كوتاهى نصب نموده در آن دوا پر كرده ، به نحو مذكور در صدر استعمال مىنمايند . و اطبّاى روم و فرنگ ، آلت محقنه را استماع يافته كه به شكل « زَرّاقَه » - كه به
هامش
( 1 ) . الف و ب : تحوج . ( 2 ) . به علت اختلاف نسخه الف و ب متن طبق كتاب قانون آورده شده . ( 3 ) . ب : امعا .