مغرب شروع نمايند ؛ تا قريب به نصف شب به اتمام رسد .
و چون مرتبهء اوّل دوا دير برگردد ، اندكى نمك در دوا داخل كرده حقنه نمايند ، امّا در مقدار كمتر ، تا آن كه اين دوا رفته آن را نيز برگرداند .
مقدّمهء هشتم : در بيان ذكر تركيب حقنههاى مسهله و غير مسهله
ببايد دانست كه تركيب حقنههاى مسهله ، قريب است به تركيب مطبوخات مسهله ؛ چنانچه در مطبوخات مسهله سردارو داخل مىنمايند ، در اينها نيز اضافه مىنمايند . و ليكن بايد كه مسهلاتِ به عصر را - مانند صبر و هليلجات - داخل ننمايند ؛ چنانچه بعض ادويهء حقنهها را در مطبوخات داخل نمىنمايند ؛ مانند زهرهء گاو . و مزلقات بسيارى و ادويهء جاليهء كثيره - مانند املاح و بورقات - و ادهان بسيار داخل ننمايند .
و بعضى گفتهاند كه « داخل نمودن افتيمون و غاريقون و سَقمونيا و ريوند چينى در حقنهها ، خالى از غايله نيست » . و ليكن داخل نمودهاند بعض اطبّاى متقدّمين و متأخّرين . و شحم حنظل را هر چند همهء اطبّاء داخل نمودهاند و ليكن اولى ترك آن است .
« مولانا نفيس كرمانى » در « شرح اسباب و علامات » « 1 » مسهلات به عصر را - مانند هليلجات - در حقنهها داخل نموده و ليكن التفاتى بدان نيز نبايد نمود ؛ زيرا كه آنچه به خاطر ناقص مؤلّف رسيده ، آن است كه بايد عمل حقنهها به تليين و ازلاق باشد ، نه به عنوان قبض و جمع و عصر و فعل اينها مخالف مقصود است . و نيز منظور ، امّالهء مادّه و جذب از اعالى « 2 » به اسافل است و فعل عَواصِر ، به عكس آن است .
[ انواع كلي حقنهها و فوايد و تركيب هر يك ]
و ببايد دانست كه حقنهها انواع مىباشند ؛ از مسهلهء لينه و غير مسهلهء لينه و مسهله حادّه و غير حادّه .
هامش
( 1 ) . برهان الدّين نفيس بن عوض بن حكيم طبيب كرمانى ، شرح الأسباب ، چاپ سنگى ، تهران ، ص 21 .
( 2 ) . ب : به اعالى .