در معرض سخط الهى در آورده ؛ زيرا كه عمل به فحواى آيهء كريمهء « وَ لا تُلقُوا بِايديكُم الَي التَهْلُكَةِ » « 1 » بنمودهاند .
مقدّمهء دوم : در بيان تحقيق معنى حُقنَه و اوّل كسى كه وضع آن نموده
بدان كه حُقنَه - نزد اطبّاء - : عبارت از استرسال و فرستادن مايعات به معا مستقيم يا رحم است به آلت مقرّره .
واضع آن - به قول « جالينوس » - استاد « ابقراط » است ؛ زيرا كه گفته : استاد ابقراط ، اخذ نمود عمل آن را از طايرى و حكايت آن چنين است كه : روزى استاد ابقراط بر كنار ساحل نشسته بود . ديد كه طايرى ماهى بسيار خورده و او را درد شكم به هم رسيده ، به كنار درياى شور آمده ، از منقار خود آب درياى شور را گرفته ، در مقعد خود ريخت .
و بعد از آن آب با فضلات مندفع گشت و نجات يافته ، پرواز كرده ، به سوى آشيان خود رفت . پس استاد مذكور ، استنباط نمود كه آب شور را اين خاصّيت است . و شخصى را كه درد امعاء و قولنج بود ، آب گرم و نمك به آلتى در جوف او داخل نمود از ممرّ مذكور . و بعد از ساعتى ، با فضلات مندفع گشت و از آن مرض خلاصى يافت » .
بعد از آن ، اطبّاء هر يك ، به تلاحق افكار و اغراض « 2 » و مطالب ، ادويه [ اى ] چند نافعه آن را در آب جوش داده صاف نموده با بعضى املاح و ادهان مناسبه نيم گرم استعمال نمودند ؛ چنانچه بعض آنها به عنوان كلّى و اجمال درينجا ذكر مىيابد . و در « قرابادين كبير » هم به عنوان كلّى و هم بالإجمال و هم جزئى بالتّفصيل در ضمن نسخ ذكر يافت .
مقدمهء سوم : در بيان فوايد حقنه
بدان كه حقنه ، دواى مبارك كثيرُ المنافع و معالجه [ اى ] نيكوى و سريع الأثر است اكثر امراض را ؛ خصوصاً در امزجهء عاصيهء مكرههء عاقّه از آشاميدن ادويهء مسهله ؛ جهت آن كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 195 .
( 2 ) . الف : اعراض .