فايدة اوّل : در بيان منافع آن
[ منافع علق ]
ببايد دانست كه اكثر جاهاست كه محتاج به تنقيهء نفس عضو مىگردند و وضع محاجم نمىتوان نمود - به سبب مانعى از داخل و يا از خارج - پس ناچار در اين حالت تعليق عَلَق نمايند ؛ يعنى زَلُو بچسبانند .
و ليكن بايد كه تعليق آن بر همان موضع باشد كه محجمه مىگذارند ؛ به جهت آن كه بايد كه اگر اخراج خون به عَلَق كم اتّفاق افتد ؛ يعنى علق خون بسيارى نكشد و يا خون كمى برآيد و مطلوب زياده از آن باشد ، لا بد بر آن موضع محجمه گذارند - خواه نارى باشد و يا غير آن - و قدرى خون بكشند تا مقصود حاصل گردد .
نيز در اكثر طباع مانند زنان و اطفال و ضعيفان كه تحمّل الَمِ شَرط ندارند ، ارسال عَلَق اولى است .
و نيز زلو ، جذب خون از غور و باطن عضو بيش تر مىنمايد از حجامت و از اين جهت است كه در اكثر ، بعد [ از ] اسقاط زلو ، سيلان خون باقى مىباشد و هر چند آن موضع را بيش تر پاك نمايند ، بيش تر خون برمىآيد ؛ به خلاف موضع حجامت ؛ مگر احيانا كه تيغ به عرقى رسيده باشد .
و نيز در امراض مزمنهء جلديه ، مانند سعفه و قوبا و جرب و امثال اينها ، ارسال علق كثير النّفع است .
[ نكته ] : و بعض اطباى هند بر آناند كه زلو جذب نمىنمايد مگر خون فاسد را و از اين است كه خون خارج از آن سياه مىباشد . مىتوان گفت در تصديق آن كه : چون جذب آن تدريجى است نه دفعى ، طبيعت به تدريج خون صالح را از فاسد جدا كرده دفع مىنمايد ؛ به جهت آن كه طبيعت ، حامى و حافظ خلط جيد نافع به بدن و دافع فاسد ردى موذى مضرّ بدان است . و نيز مىتواند بود كه چون جذب آن تدريجى است ، خونى كه در آن مىآيد ، غلظت و انجمادى يافته به سبب وصول برد خارجى بدان و رطوبت خود علق