كيفيت وضع محجمه نارى
بدان كه اين ، به حسب رواج هر بلدى مختلف الوضع است و هر جابه نحوى خاص معروف . [ و ] بهترين طريق « 1 » آن ، آن است كه ذكر يافت و آن ، دستور اهل بنگاله و هند است .
طريق ديگر آن كه بر « 2 » عضو مقصود الحجامه ، فتيله را مشتعل ساخته ، به نحوى كه عضو را نسوزاند بگذارند و به سرعت تمام ، محجمه را منكوب بر آن گذارند . و حوالى آن را به مانند عجين و غير آن بگيرند كه هوا مطلقا در آن دخل ننمايد .
و چون هواى خارجى مطلق در آن دخل ننمود ، لا محاله به سبب انقطاع مدد اشتعال كه هواى خارجى است خاموش مىگردد . و هواى داخلى آن به سبب حرارت نار متخلخل مىباشد . و به سبب انطفاى دفعى آن ، هواى حارّ متخلخل مذكور ميل به تبريد مىنمايد و متكاثف مىگردد و محتاج به سوى مكان تنگتر از آن مىشود ؛ پس به علّت ضرورت خلأ ، منجذب مىنمايد جلد و لحمى كه متّصل بدان است به سوى خود ؛ تا مملوّ گرداند آن مكان را كه به سبب تكاثف خالى شده .
و سبب جذب محجمهء بدون نار ظاهر است كه امتصاص حجّام است هواى داخل محجمه را ، كه به ضرورت خلا ، جلد و لحم متّصل به خود را انجذاب مىنمايد .
هامش
( 1 ) . ب : طرق .
( 2 ) . الف : ( بر ) حذف شده .