تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1253

مساهمون:

ص١٢٥٣

فايدهء سوم : در بيان ارسالِ عَلَق

ببايد دانست كه هرگاه ارسال علق مطلب گردد و عَلَق جيد صالح و به اوصاف مذكوره به هم رسد ، آن را در آب شيرين در ظرف بزرگ وسيع بيندازند تا قدرى در آب حركت نمايد و بگردد ، پس آن‌چه از آن‌ها سريعُ الحركة باشد انتخاب نمايند و به نحو مذكور پاك نمايند و عضو مقصود را به آب و نمك بشويند و بمالند تا سرخ گردد و زلو بر آن بچسبانند به نحو متعارف . و اگر زود نچسبند ، بر آن محل قدرى طين سرشوى و يا لجن - كه در كنار حوض‌ها مىباشد - و يا قدرى خون بر آن بمالند تا بچسبد . و علامت چسبيدن آن ، آن است كه المِ فرو بردن دندانِ آن به جلد محسوس گردد . و دَهَن او مثلّث مىباشد و سه دندان دارد . و بعضى اوقات هر سه را دفعتاً فرو مىبرد و بعضى اوقات يك يك را . چون ممتلى گردد از خون ، بهتر آن است كه بگذارند كه خود به خود دهن بردارد و ساقط گردد ؛ زيرا كه چون ممتلى و سير گشت ، خود به خود مىافتد . و اگر مطلوب شود كه قبل از آن كه خود به خود بيفتد جدا گردانند ، قدرى نمك و يا خاكستر يا بوره يا سوختهء پارچهء كتان و يا اسفنج محرق و يا پشم محرق بر آن بپاشند كه زود جدا مىگردد . و اهل هند و بنگاله ، به « ساقهء پان بنگله » ، قدرى از آن مرضوض نموده بر دهان آن مىرسانند و يا پارچه پيازى را ، به زودى جدا مىگردد . و بعد از اسقاط ، بهتر آن است كه به محجمه ، آن موضع را امتصاص نمايند و بكشند ؛ تا قدرى خون ديگر از آنجا برآيد و كيفيت ضارّهء « 1 » رديهء آن اخراج يابد . و محجمهء نارى نيز خوب است كه وضع نمايند . و يا اين كه بگذارند كه خون از موضع آن برآيد و پاك نموده باشند تا آن كه خود به خود بند گردد . و به سرعت تمام به مجرّد جدا گشتن « 2 » حبس ننمايند ، كه موجب خارش و تورّم مىگردد .
هامش
( 1 ) . ب : صنارّه . ( 2 ) . ب : جدا شدن .