تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1238

مساهمون:

ص١٢٣٨
اين « بَتر » با « كَى » جمع نيست . و آن‌چه در بعضى كتب نوشته‌اند كه : « بَتر نمايند و بعد از آن كَى » ، شايد كه مقصود از آن اين باشد كه بعد از آن كه به مقراض قطع نمودند ، هر دو سر آن را داغ نمايند تا مأمون از گشودن و نزف الدّم كردند . و آن‌چه بعضى نوشته‌اند كه « مقصود از آن ، بَتر لغوى است يعنى قطع بلا شدّ » شايد چندان مناسبتى نداشته باشد . سَلّ : - به فتح سين مهمله و تشديد لام - آن است كه : شريان را بعد از شقّ جلد بطور مذكور در بَتر و انكشاف آن ، ملاحظه نمايند كه : دقيق است يا غليظ ؟ اگر دقيق است ، به صنّارات آن را بردارند و از دو جانب قطع نمايند كه مقدار سه انگشت مضموم منقطع گردد و بردارند ، پس ادويهء قاطع حابسهء خون مانند پشم خرگوش و دواء الكندر بر آن بپاشند و به مراهم ملحّمه علاج جراحت نمايند . و اگر شريان غليظ باشد ، اوّلًا آن را فصد نمايند و خون از آن بگيرند به قدر حاجت ، پس دو جانب آن را به خيط ابريشم به فاصلهء سه اصبع مستحكم بندند و از وسط منقطع نمايند و زود ادويهء قاطعهء الدّم بر آن بپاشند . و اين ، عبارت از بَتر است . بعضى سَلّ را مختص نموده‌اند به آن كه شريان را به « سَلّاله » منقطع نمايند و سَلّاله ، آلتى است موضوع جهت سَلّ . و آن ، ميل آهنى است صاف مدملحةُ الرأس - يعنى مدحرج املس - كه در وسط آن ميل ، شبيه به دواير باشد ، كه شريان را بعد انكشاف و تعليق برداشتن « 1 » به صنانير ، به دايره [ اى ] از آن دواير اندازند و ملتوى و پيچ دهند تا منقطع گردد . و بالجملة ، عمل سَلّ خالى از ضررى و آفتى نيست ؛ به جهت آن كه خوف آن است كه بعد از التحام ، از همان‌جا منفتق و شكافته گردد و نزف الدّم شود و « ابورَسما » عارض گردد . و نيز از شدّت وجع خوف غشى و تشنّج است . حكايت : طبرى گفته : « ديدم من خلق بسيارى را كه سَلّ شرائين ايشان نمودند و ضرر به حركات چشم ايشان و ضعف در بصارتشان به هم رسيد » . و نيز نوشته ؛ « به تحقيق ديدم من شخصى را كه سَلّ شريان او نمودند و در همان روز ، حوَل بَشِع بدنمايى او را حادث گرديد ؛ يعنى چشم او احوَل بدهيأت گرديد . و نيز نوشته : به « تحقيق شخصى را ديدم كه سَلّ شريان نمودند و سيلان لعاب او را حادث گرديد » .
هامش
( 1 ) . ب : و برداشتن .