اول ] ، از خلوّ عروق و [ عدم ] امتلاء آنها و ضعف طبيعت و غير آن كه لازمهء قلّت دم است ظاهر مىگردد .
و سِمَن [ فربهى ] نيز دو نوع است : يكى ، لحمى [ گوشتى ] . و در اين ، بدن صُلب و گرم مىباشد . و ديگرى ، شحمى [ شخص پر چربى ] . و در اين ، بدن رخو و نرم مىباشد و در آن ، دمِ غالب كه مادّهء انعقاد لحم است و فصد ، جايز . و در اين ، بلغم غالب و فصد ، غير مجوَّز . و در لحمى بدون شدّت احتياج نيز غير مجوَّز ؛ به جهت آن كه باعث خلوّ عروق و انضغاط آنها در لحم و اختناق حارّ غريزى است و اين ، قتّال است .
و امّا كسان سفيد پوست و زرد پوست قليل الدّم ، ظاهر است كه قابل فصد نيستند .
بدان كه زردى پوست دو قسم است : يكى ، آن كه خون از بدن كم شود ؛
چه از ظاهر و چه از باطن چنانچه ناقهين را مىباشد . دوم ، آن كه خون در بدن بسيار باشد و ليكن غليظ و به سبب غلظت و يا امر ديگر ميل به سوى جلد ننمايد و لهذا جلد زرد نمايد .
و اين نوع ، مانع فصد نيست و لهذا در آنجا مقيد نموده شده به زرد پوستِ عديم الدّم و همچنين كسانى را كه بيماريهاى مزمن طويل كشيده باشند ؛ زيرا كه طول مرض باعث تحليل و نقصان خون است و ضعف هضم كه لازمهء امراض طويله است ؛ مگر آن كه فساد دم داعى گردد كه در اين صورت ، فصد جايز است امّا در حين فصد بايد تأمّل نمود در لون و غلظت خون : اگر سياه غليظ است ، اخراج بايد فرمود به قدر مطلوب . و اگر سرخ كمرنگ رقيق است ، فى الفور بايد بند نمود و نگذاشت كه اخراج يابد كه خطرناك است .
و همچنين در حالت امتلاء از طعام كه در اين حالت ، خوف انجذاب مادّهء غير نضيجه است به سوى عروق به عوض آن كه استفراغ مىنمايد و خوف حدوث سدّه است . و همچنين هنگام امتلاء امعاء از ثفل ؛ به جهت آنچه ذكر يافت . امّا اگر معده از طعام و امعاء از ثفل ممتلى باشند و فصد در آن واجب گردد ، بايد كه اعضاء را تنقيه فرمايند اوّلًا ، پس فصد نمايند . و بهترين چيزها جهت تنقيهء معده قىء است ؛ يعنى قىء فرمايند هنگامى كه
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1207
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١٢٠٧