تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1210

مساهمون:

ص١٢١٠
و چون خون گرم گرديد و رطوبت آن كم ، لا محاله صفراء به هيجان مىآيد و اجزاء لطيفهء خون مستحيل به صفراء مىگردد . و نيز فصدِ چنانى ، لسان را خشك مىگرداند ؛ زيرا كه رطوبات لسان نسبت به رطوبت ساير اعضاء در غايت لطافت است و از همهء رطوبات بدنيه زودتر تحليل مىيابد و لهذا اوّلًا خشكى در زبان به هم مىرسد . و اگر اتّفاقاً چنين واقع شود ، تدارك آن به ماء الشعير و شكر بايد نمود كه با وجود تطفيه ، غذائيت نيز دارد و اگر تقويت زياده مطلوب شود ، امراق گوشت بزغاله و فراريج نيز در آن بيفزايند و غذاى وافر تناول ننمايند كه معده به سبب حدوث ضعف عارض از فصد ، از هضم آن عاجز آيد .

شعبهء نهم : در بيان احكام تثنيهء فصد و بيان كسانى كه فصد ايشان در شب و در خواب بايد كرد و فصد مجانين

بدان كه هر گاه تكرار فصد كه عبارت از تثنيهء آن است ملحوظ باشد و شقِّ به حذاء مفصّل خواهند كرد ، بايد كه رگ را در طول بگشايند تا حركت مفصّل كه موجب انكشاف شقّ طولانى است مانع التحام گردد . و نيز فصد را وسيع گشايند تا زود به هم نيايد و ملتحم نگردد . و اگر با وجود اين مراتب اگر خوفى از سرعت التحام باشد ، خرقه را به زيت كه « 1 » قدرى نمك در آن مخلوط نموده باشند تَر نموده بر آن گذارند و بالاى آن عصابه [ اى ] ببندند ؛ جهت آن كه زيت و جميع ادهان موجب عسر التحام جراحت است ؛ به جهت منع التصاق لب‌هاى آن و نمك بنا بر تجفيفى كه دارد ، مزيل رخاوت و مزيد بطوءِ التصاق و مانع حدوث عفونت است ؛ زيرا كه بساست كه روغن تنها باعث رخاوت و عفونت و چرك مىگردد . و اين تدابير در صورتى است كه تكرار و تثنيه در يك روز مطلوب نباشند ؛ بلكه به فاصله چند روز و إلّا احتياج به اين‌ها نيست و در همان روز بعد شش ساعت تثنيه كنند . و امّا اگر مفصود « 2 » [ فصد شده ] ، قوى الجسد و جراحت او سريع الالتحام باشد كه محتاج بدان است . و بدان كه تدهين مبضع - يعنى نيشتر - هنگام فصد ، باعث قلّت وجع جراحت و مانع
هامش
( 1 ) . ب : ( كه ) حذف شده . ( 2 ) . الف : مقصود .