يك درم و نيم و يك قيراط مىشود سِواى مصلحات و وزن مصلحات را كه چهار درم و نيم است و چون بر آنها بيفزائد ، دوازده درم و دو دانگ و يك قيراط مىشود .
و مجموعه را كه بر پنج قسمت نمايند ، هر قسمتى قريب دو درهم و نيم مىشود . و اين ، بنا بر رأى و اختيار اطبّاست . و آنچه در مطبوخات ذكر يافت ، رأى محقّقين اين طايفه است . و بايد كه هر يك از ادويه را جدا جدا كوفته ، بيخته ، وزن نموده و آنچه از صموغ است ، در آب و يا مياه مناسبهء ديگر خيسانيده ، حل نموده ، صاف كرده داخل نمايند .
و در كوبيدن شحم حنظل مبالغهء تام نمايند ؛ به خلاف ، سقمونيا و غاريقون را نكوبند ؛ بلكه از غربال مويى بگذرانند چنانچه ذكر يافت . و بايد كه در وقت حَبّ ساختن ، خوب بمالند و بسرشند كه ادويه خوب با هم ممتزج گردند .
و آنچه از براى تنقيهء معده و سر از فضول كثيره است ، بايد كه حبوب آن را بزرگ تر سازند تا زمان طويلى در معده بماند و اثر خود را بخشد و تنقيهء تام نمايد . و اگر از براى فضولِ اطراف و مفاصل است ، كوچكتر سازند تا آن كه زودتر گداخته اثر آنها بدان اعضاء برسد .
و آب گرم بعد از فرو بردن آنها به مقدار آن كه بگدازد آنها را و قواى آنها را به زودى در بدن رساند ، بياشامند ؛ مگر حبّ تربد و ملح و زنجبيل كه بعد از آن آب سرد بايد بياشامند ؛ زيرا كه آب گرم ، مرخى و مضعف فعل آن است ؛ چنانچه پيش ازين ذكر يافت .
و هر گاه خواهند كه به حسب احتياج جمع نمايند ميان حَبّ و مطبوخ ، بايد كه مناسبت ميان هر دو را مرعى نمايند تا آن كه معارضه با هم ننمايند و حَبّ را پيش تر بلع نمايند . و هنگامى كه شروع به عمل نمود ، مطبوخ را بياشامند نه آنكه با هم در يك وقت . و در اسهال صفرا ، سقمونيا را با طبيخ هليله و در اسهال سودا ، حب سودا و يا حَبّ لاجورد را با طبيخ افتيمون و در استفراغ بلغم ، حَبّ لاجورد را با طبيخ قنطوريون .
و بايد كه حَبّ رو به جفاف و خشكى آورده باشد كه استعمال نمايند ، نه بسيار تر چنانچه ذكر يافت و نه بسيار خشك مدّتى مانده كه طبيعت از انحلال آن عاجز آيد ؛ زيرا كه بساست كه بعضى مردم حبوب بسيار خشك را خوردهاند و عملى نكرده و آن حبوب بِجِنسها با « براز » مندفع گشته .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1176
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١١٧٦