بايد كه احتراز و اجتناب نمايند از استعمال حبوب ، كسانى كه در امعاى ايشان اثفال يابسهء متحجّره و يا صاحب سُدَد باشند در منافذ كه مضرّ است ايشان را و باعث زيادتى آفت مىگردد .
%
فايدهء هشتم : در بيان آن كه هر كه دواى مسهل بياشامد و عمل ننمايد
[ دواى مسهلى كه عمل نكند ]
بدان كه در اين صورت ، بايد كه دريابد كه طبيعت ، قوّهء دواى مسهل را باطل نموده و نكايتى « 1 » و ضررى از آن به هم نرسيده و ممكن است كه تحريك ندهد چيزى خاصّيت عمل آن را .
و هر گاه دوا در معده باشد و منحدر نگشته هنوز و دريابد آن را از جُشاء و بترسد از حدوث عرضى مخوف مانند قولنج و غير آن ، سزاوار است كه بياشامد بر آن وقتى كه باشد دوا از قبيل حَبّ ماء العسل يا شراب عسل و يا آبى كه در آن نطرون و يا نمك حل نموده باشند ؛ زيرا كه اينها بساست كه به اعانت بر عمل دوا مىنمايند .
و اگر ممكن باشد كه قىء نمايد و دوا مندفع گردد ، قىء فرمايد . و اگر ممكن نباشد اين ، بايد كه البتّه متوجّه حُقَن لينه و فتايل مسهله گردد از فتايل مجرّبه . و اگر مقدار نيم درهم مصطكى به تنهايى و يا با رُب و يا شربت سيب و بِه و انار سرشته تناول نمايد ، اعانت بر اسهال مىنمايد . و همچنين خاييدن سيب و بِه و مكيدن انار ؛ به جهت آن كه تقويت فم معده مىنمايند و باعث نزول دوا به سوى اسفل و قعر معده و تسكين غثيان حادث از حركت مواد و منع حركت دوا به سوى فوق و نيز منع انصباب موادّ به سوى معدهاند .
و اگر اين ادويه و تدابير فايده نبخشند و اعراض رديئهء منكره مانند تمدّد بطن و بر آمدگى چشمان عارض گردد ، لا بد فصد بايد نمود تا آن كه اعراض تخفيف يابند و حركت به سوى عضو رئيس ننمايند . و امّا تحريك آن به مسهل ديگر جايز نيست ؛ زيرا كه جمع ميان دو مسهل در يك روز خطرناك است ؛ خواه عمل نموده باشد مسهل اوّل كه شروع نمايد مسهل دوم به عمل خود كه باعث كثرت عمل و ضعف مىگردد و اگر عمل ننموده و مواد را به ثوران آورده و مسهل دوم نيز عمل ننمايد و موادّ را زياده به ثوران آورده و اعراض رديئه طارى گردد و موادّ متوجّه اعضاء رئيسه گردد و باعث هلاكت .
هامش
( 1 ) . ب : نكابتى .