و نيز متغير مىگردد دوا به سبب تغير جوهر و كيفيت آن ؛ مثلًا چون كهنه گردد و كِرم بخورد ، ناقص و ضعيف مىگردد قوّه و فعل آن . و چون با دواى ديگر گذارند كه قوّهء آن را اخذ نمايد « 1 » ، متغير مىگردد قوّه و فعل آن .
و ببايد دانست كه هر دواى مسهلِ هر خلطى از اخلاط ، لا محاله اخراج مىنمايد بلغم و رطوبات موجوده در معده و ساير اعضاء را بيش تر از اخلاط ديگر ؛ به سبب كثرت وجود بلغم و رطوبات در بدن ؛ و لهذا سزاوار است كه اجتناب و پرهيز نمايد از كثرت استعمال مسهلات در ابدان ضعيفهء خفيفه و ابدان حارّه و بلدان حارّه .
دستور طبخ مطبوخات آن است كه :
اوّلًا ، اختيار نمايد ادويهء جيدهء فاضله و تفّحص نمايد كه مغشوش و مخلوط به ادويهء غريبه و غيرها نباشد « 2 » و آنها را به ادويهء مفسده و مضعِفهء قواى آنها نگذاشته باشند ؛ پس ادويه را آنچه قابل كوبيدن است - مانند به زور - جريش كوبيده و آنچه از قبيل اصول و اخشاب است ، مرضوض يعنى نيم كوفته نمايد ؛ مگر تخم كاسنى و كشوث و افتيمون كه احتياج به كوبيدن ندارند [ و ] قوّهء اينها در طبخ استخراج مىيابد .
و آنچه از قبيل ازهار و اوراقاند ، احتياج به كوبيدن ندارند ؛ پس همهء ادويه را گرفته ، از اشياء غريبه صاف نموده ، وزن كرده ، شب در آب بخيسانند و صبح جوش نمايند تا ثلث وزن آبى كه در آن خيسانيدهاند بماند و ثلث باقى مانده بايد به مقدارى باشد كه معده متحمّل آن تواند گرديد و بار بر آن نباشد ؛ بلكه آنچه از قبيل اصول و اخشاباند كه قوّهء آنها ديرتر استخراج مىيابد ، در آب در ظرفى على حده و آن چه قوّه از آنها زودتر استخراج مىيابد ، در ظرفى علىحِدَه و افتيمون و تخم كشوث را در كيسهء كتانى علىحِدَه ، علىحِدَه بسته ، اوّلًا اصول و اخشاب مذكوره را طبخ نمايند و بعد از زمانى اندك به زور و اوراق و ازهار و آنچه قوّهء آنها زود « 3 » استخراج مىيابد ؛ و بعد از آن ، صرّهء تخم كشوث و
هامش
( 1 ) . الف : نمايند .
( 2 ) . ب : نباشند .
( 3 ) . ب : زودتر .