اگر بسيار گرم باشد ، عمل آن كم مىگردد و سرد هم نباشد كه قوّهء آن ضعيف مىگردد . و بايد كه مطبوخ را همان وقت كه جوش نموده و صاف كرده نيم گرم بياشامد نه آن كه مدّتى بگذارد تا آن كه سرد گردد ، پس گرم نموده و بياشامد كه اين ، مضعف قوّهء آن است .
و بايد كه همان ساعت كه دوا آشاميد حركت ننمايد ؛ بلكه ساعتى بنشيند و حركت ننمايد ؛ تا آن كه طبيعت مشتمل بر آن گردد و عمل در آن نمايد ؛ به جهت آن كه طبيعت مادام كه عمل ننمايد در دوا آرام نمىيابد « 1 » و تا بدن ساكن نگردد ، طبيعت آرام نيابد و نفس و قوا نهوض نمىنمايند و چون سكون و آرام يافت ، اندك نهوض و حركت مىنمايد و بعد از آن اندكى حركت نمايد تا مُعِين بر نهوض و حركت آن گردد ، و حركت قويهء مُتعِبه مضرّ است مطلقا ؛ خواه در اثناء عمل و خواه پيش از آن و خواه بعد از آن ؛ زيرا كه مشوِّش طبيعت و مسخِّن و مجفِّف و مانع عمل دَواست و سكون بر دواى ضعيف ، معِين بر عمل آن است و بر دواى قوى ، باعث تقليل عمل آن .
و بدان كه حمّام بعد از دوا جذب مىنمايد مادّه را به سوى خارج و منع مىنمايد اسهال را و پيش از آن به اندك زمانى كه - نيم ساعت گفتهاند - معِين بر عمل آن است ؛ به جهت ترطيب و تحريك مواد ؛ ليكن به شرط آن كه توقّف بسيار در حمّام ننمايد كه موجب تحليل قوا و ضعف گردد .
و بايد كه مَخرَج - يعنى مقعد « 2 » - را نشويد مگر با آب گرم كه معِين بر اسهال است و بعضى اطبّاء تجويز غَسل مقعد « 3 » را مطلق ننمودهاند ؛ چنانچه عمل نصارى بر اين است . و غَسل با آب گرم بهتر است مگر در حينى كه سقمونيا در آن انداخته باشند كه عدم غَسل در آن اولى است .
و بايد كه از خانه بر نيايد و متوجّه شغلى و عملى كه او را باز دارد و همچنين مصاحبت و مجالست با اخوان و مكالمهء بسيار با ايشان به حدّى كه بِالكُل فراموشى نمايد طبيعت آشاميدن دوا را مطلقاً نگردد . و از اعراض نفسانيه ، مانند همّ و غمّ و فكر و خوف و غضب و
هامش
( 1 ) . الف : نمىنمايد .
( 2 ) . ب : مقعده .
( 3 ) . ب : مقعده .