الجذب باشد ، باعث انقطاع عمل آن نمىگردد و ليكن خالى از فساد و غائله نيست ؛ به جهت آن كه مختلط به دواى مسهل مىگردد و مىشكند قوّهء جذبِ آن را و مانع مىآيد از نفوذ آن چه نفوذ مىنمود از موادّ مجذوبه به سوى معده و امعاء و لهذا مىماند در فوهات ماساريقا و باعث سُدّه مىگردد و خوف امراض سدّى است .
و امّا وقتى كه يأس از عمل مسهل حاصل گردد و شهوت طعام به هيجان آيد و ضعف ظاهر گردد ، اين هنگام مجوّز است كه طعام تناول نمايد و آب بياشامد . و عقب دواى ملين نيز مراعات اين امر و صبر نمودن تا انفراغ عمل اولى است و اگر قطع عمل دوا مطلوب باشد و داند كه از قطع آن ضررى عائد نخواهد گرديد و از بسيارى عمل آن متضرّر مىگردد جايز است كه تناول نمايد .
و هر كه بترسد از آن كه او را بعد از آشاميدن مسهل ، كرب و غَثَيان عارض گردد و يا آن كه عادى بدان باشد كه چون مسهل بياشامد او را اين اعراض حادث گردد ، سزاوار است كه قبل از استعمال مسهل به سه روز و يا دو روز ، مَرَق فجل يعنى آب مطبوخ تُرب و يا جِرم آن را بياشامد و يا بخورد و قىء نمايد و يا به امثال آن از مقيئات ديگر كه به سبب دفع موادّ فاسدهء مجتمعه در فم معده و اعالى آن كه باعث كرب و غَثَيان و قىء بودند ، بدان آن امور زائل گردند .
و آشاميدن اندك دوايى مانند انار و شربت سيب و بِه و مانند اينها از شىء قابض مقوّى معده بعد از آن باعث تقويت معده و انحدار دوا به قعر آن و مانع انصباب فضول است به سوى آن و مُعِين بر عمل آن به سبب تقويت و عَصر خود فم معده و اطراف آن را و نزول فرمودن دوا و اخلاطى كه در اعالى معده است به سوى اسفل و مىباشد اين هنگام اسهال آن و عايق و مانع و كاسر قوّهء دوا و نفوذ موادّ نيست ؛ به جهت آن كه شرب دوا مقدّم است بر آن و نيز دافع كرب و غثيان و تحريك موادّ به سوى اعالى است ؛ چنانچه ذكر يافت .
و كسى كه ضعيف التركيب و محرور المزاج باشد و نتواند كه صبر بر گرسنگى نمايد و ناشتا مسهل را بياشامد ، بايد كه پيش از آشاميدن آن ، اندك آب انار و يا رُب و يا شربت آن
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1135
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١١٣٥