تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1062

مساهمون:

ص١٠٦٢
اعتماد و اميدوارى به قوّتى كه در سلف اندوخته از تناول اغذيه كه تواند وفا نمود بر دفع مرض هنگام جهاد ؛ پس در آن وقت غذا نبايد داد تا طبيعت متوجّه هضم و نضج غذا نگردد و از مقاومت با مرض باز ماند . و در امراضى كه منتهاى آن در رابع و كم تر از آن باشد و ظاهر باشد بقاى قوّت ، در آن مدّت ، تلطيف در غذا بايد نمود با تلطيف تدابير تا وقت بحران . و محتاج به تغذيه در آن نيست ؛ به جهت آن كه قوّت حاصله سابقه وفا نمايد به دفع مرض و مقاسات شدايد آن . و به جهت آن كه غذا - چنان چه ذكر يافت - صديق مرض و مقوّى آن نيز هست و اين ، هنگامى است كه قوّت احتمال تلطيف تدبير نمايد و قوّت آن وفا نمايد به معاوضه با مرض و ساقط نگردد قبل از منتهى با تلطيف تدبير . و الّا اگر قوّت ضعيف باشد ، وفا ننمايد به دفع مرض تا منتهى ؛ هرچند در وقت بحران باشد كه در آن هنگام واجب است كه به قدر احتياج غذا بدهند و منع مطلق ننمايند .

مطلب دوم : در بيان علاج به دوا و قوانين و شروط آن

بدان كه معالجه به دوا را قوانين و شروط بسيار است ؛ از آن جمله بعضى ذكر مىيابد تبيين امرى كه به منزلهء مقدّمه است . و قبل از اين نيز مجملى در بيان اكل و شرب از ستّهء ضروريه ذكر يافت . ببايد دانست كه آن چه وارد بدن گردد ، خالى از آن نيست كه بسيط است يا مركّب . و مراد از بسيط - اين جا - چيزى است كه منقسم نگردد به اجزاء مختلفه - نه در صورت و نه در قوّت - و باشد جزء آن مانند كلّ آن در اسم و رسم . و بسيط حقيقى ، مانند عناصر اربعه است . و مراد از مركّب چيزى است كه مؤلف گردد از آن‌ها . گاه مىنامند بسيط را « مفرد » نيز ؛ از حيثيت آن كه بعد [ از ] وجود و تشخّص آن است و التيام نمىيابد با غير التيام امتزاج يا مجاورت . و گاه مساوى مىباشد جزء آن كلّ آن را در اسم و رسم تنها و در غير آن مخالف . و مراد از مركّب - اينجا چيزى است كه مركّب از اجزاء باشد و اجزاء آن متخالفة الصور و القوى و متباينة الحقيقة و الرّسم باشند .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1062 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى