تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1060

مساهمون:

ص١٠٦٠
الغذا ؛ چنان چه از براى كسى كه قوّه شهوت و هضم او قوى باشد و نتواند كه بر عدم غذا صبر نمايد و در بدن او اخلاط بسيار باشد ؛ خواه صالح باشد كه آن را « ممتلى به حسب اوعيه » نامند و خواه ردىء كه آن را « ممتلى به حسب قوّت » گويند ؛ پس غذاى بسيار به حسب كمّيت و كيفيت خود ، برمى گرداند معده را و سدّ مىنمايد شهوت را و ساكن مىگرداند آن را و مشغول مىگرداند معده را به هضم آن و به حسب قلّت تغذيهء آن ، زياده نمىگرداند اخلاط را در كمّيت و امّا امتلاء به حسب اوعيه ظاهر است كيفيت آن . امّا امتلاء به حسب قوّت ، آن است كه اخلاط رديئه موجوده در بدن ، احاله نمايند چيزى را كه توليد مىيابد به سوى ردائت ؛ چه اگر ناقص نموده شود مقدار آن غذا را ، هر آئينه مُنصبّ مىگردد صفراء به سوى معده به سبب غلبهء شهوت با خلاء معده و احتراق مىيابد و فاسد مىگردد . و غذاى چنانى قليل الكيفية كثير الكمّيّة ، اكثر بقول و فواكه است . و گاه غذاى « 1 » ناقص الكمّيّة زائد الكيفيّة مىخورانند ؛ مانند آب گوشت‌ها و زردهء تخم نيم برشت ، شخصى را كه قوّه شهوت غذا و هضم او ناقص و ضعيف باشد و بدن او محتاج به غذا ؛ تا آن كه به سبب قلّت مقدار كمّيت ، هضم و استمرا يابد و به كثرت مقدار كيفيت ، تغذيه و تقويت بدن حاصل گردد . و گاه نقصان و تقليل مىنمايند غذا را ؛ هم به حسب كيفيت و هم به حسب كمّيت هنگامى كه مجتمع باشد با هم ضعف شهوت و هضم با امتلاء بدنى ؛ تا آن كه طبيعت وفا نمايد به انهضام آن و زيادتى در امتلاء نيز به هم نرسد . و گاه اكثار در غذا به هر دو حيثيت مىنمايند كسانى را كه ارادهء تهيهء رياضت قويهء آن داشته باشند ؛ تا آن كه غذا به زودى تحليل نيابد و قوّت آن نيز تا مدّتى در بدن بماند . و در ابتداى امراض مزمنه نيز ، در صورتى كه شهوت و هضم قوى باشند و بدن محتاج به غذا و تقويت باشد ؛ تا آن كه آن را مصابرت بر مرض و تقويت بر مجاهدهء آن زمانى طويل بماند و به زودى متاثر نگردد و ثابت و برقرار ماند تا هنگام بحران .
هامش
( 1 ) . ب : ( غذاى ) حذف شده .