زودى تنقيهء او « 1 » نمايند و زخم آن را به اصلاح آورد .
پس اگر به همين قدر فايده بخشيد ، بهتر و الّا فتيلهء به عسلتر كرده را در شبِّ يمانى سوده بگردانند و در گوش او « 2 » گذارند . و اگر مُرِّ مَكّى در آب حل نمايند و روغن گل داخل كرده جوش دهند تا آب برود و از روغن مذكور ، شبانه روزى چند مرتبه هر مرتبه « 3 » چند قطره نيم گرم در گوش او بچكانند ، قرحهء آن را به اصلاح آورد و درد قليل آن را زائل سازد .
دوم : آن كه رطوبت در دماغ او « 4 » زياده به هم رسد و بدان سبب از گوش او تراوش نمايد بىآن كه جراحتى در گوش آن به هم رسيده باشد .
علاج آن ، اين « 5 » است كه به تقليل رطوبت دماغ آن كوشند و قطعه [ اى ] از صوف بگيرند و در عسل و خمر كه قدرى از شبّ و يا زعفران و يا شمّه [ اى ] از نطرون در آن آميخته باشند آلوده در گوش بگذارند .
و اگر قدرى زعفران در شراب عفص حل نمايند و قطعهء صوفى در آن آلوده در گوش گذارند نيز مفيد است . و اگر رطوبت كم تر باشد ، بهتر آن است كه متعرّض معالجهء آن نگردند كه تراوش اندك آن مفيد است .
و از اكثر امراض دماغى ، ايشان را مأمون مىدارد و بعد [ از ] بلوغ ، خود به خود زائل مىگردد . و اگر رطوبت بيش تر از آن آيد و يا خوف احداث قرحه باشد ، آن زمان متوجّه تدبير آن گردند .
[ انتفاخ عين اطفال ]
و نيز از آن جمله شانزدهم : انتفاخ عين است
اين برآمدگى چشم ، وراى ورم است . [ و ] سبب آن ، زيادتى رطوبت و رياح است .
هامش
( 1 ) . ب : آن .
( 2 ) . ب : آن .
( 3 ) . الف : ( هر مرتبه ) حذف شده .
( 4 ) . ب : آن .
( 5 ) . ب : آن آن .