تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨

[ فزع اطفال در يقظه ]

و نيز از آن جمله يازدهم : فزَع در يقظه است

يعنى ترسيدن در بيدارى از چيزى . سبب آن ، ضعف نفوس و قلّت ادراك ايشان است كه در صورتى كه معدهء ايشان از امتلاء و فساد سالم باشد ، علاج اين همان است كه در قسم اوّل فزع « 1 » فى النّوم ذكر يافت .

[ زكام و نزله اطفال ]

و نيز از آن جمله دوازدهم : زُكام و نَزله است

كه در ايام طفولّيت بنا بر وفور و كثرت رطوبت و ضعف دماغ ، اطفال را بيش تر عارض مىگردد ؛ خصوص نزد ملاقات سردى خارجى به سر ايشان . و لهذا در پوشيدن سر ايشان تأكيد بسيار نموده‌اند . و سعال ، اكثر لازم اين مىباشد . و بيان اين - ان شاء اللّه تعالى - خواهد آمد . و بالجملة ، تدبير كلّى درين ، تدبير مرضعهء آن است كه او را پرهيز فرمايند از گوشت و شير و شيرينى و ترشى و روغن و آب سرد و هواى سرد و ميوهاى بارد رطب و گرم داشتن سر طفل را .

[ وجع اذن اطفال ]

و نيز از آن جمله سيزدهم : وجع اذُن است

اين ، بيش تر اطفال را به سبب كثرت رطوبت دماغ ايشان عارض مىگردد . و علامت آن ، گريهء بىسبب ظاهر و اضطراب و اگر وجع اشتداد داشته باشد . و هر ساعت دست نزد گوش خود برد و اگر بزرگ و با ادراك باشد ، اندرون گوش خود را با انگشت بخارد . و اگر بدان جانب بخوابانند و يا دست بدان گوش گذارند ، تسكين يابد و خضرتِ براز و پيچيدن سر و گردن نيز از علامات آن است . علاج آن ، حضض و صعتر و ملح طبرزد و عدس و مُرِّ مَكّى و حبّ حنظل و ابهل - مجموع و يا آن چه از اين‌ها به هم رسد - در روغن كنجد و يا روغن بادام و يا روغن گل بجوشانند و چند قطره در گوش او بچكانند . و صعتر و بزر مرزنجوش و اسطوخودوس و افسنتين در آب جوش داده ، چند قطره در گوش او بچكانند نيم گرم .
هامش
( 1 ) . ب : از فزع .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 988 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى