تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣
يك عدد تا دو عدد حبّ السلاطينِ مدبّر كه « دند » و به هندى « جيپال » نامند و نسخهء آن در « قرابادين » ذكر يافت در شير مرضعه حل نموده [ و ] به طفل بخورانند ، چند مجلس اجابت مىنمايد بسيار مفيد است . شياف فضلهء موش نيز مؤثّر است در استطلاق بطن و لعوق صمغ اجّاص معمول با شكر محلول در آب نيم گرمى كه « لاغيه » در آن جوشانيده باشند و خورانيدن « كاسكينج » « 1 » و « شليثا » و « دواء المسك » با آب شاه بانك « 2 » اگر يافت شود . و اگر يافت نشود ، به آب مرزنجوش در بينى ايشان و بويانيدن صبر و زعفران تا آن كه عطسه آرد و ريختن سركه بر آهن تفته و يا بر سنگ تفته و بخار آن را به دماغ آن رسانيدن . و از آن بهتر ، خردل سائيده و در سركه خيسانيده است كه بر آهن تفته ريخته دود آن را به دماغ او رسانند و بستن نمك و نخاله است بر سر آن و اصلاح حال مرضعه و حِميه « 3 » و پرهيز آن از اشياء مبخّرهء مولّدهء بلغم . و ببايد دانست كه بعضى مردم چون در كتب بعضى ديده‌اند كه امّ الصّبيان اطفال را عارض نمىگردد مگر با حمّى و حرارت مزاج و زائل نمىگردد مگر به استعمال مبرّدات ، ايشان اين قاعده را كلّيه دانسته [ و لذا ] هرجا كه عارض گردد ، معالجه نمىنمايند مگر به مبّردات و مرطّبات و ملاحظهء اسباب و علامات نمىنمايند و در اكثر جا خطا واقع مىگردد ؛ يعنى در جائى كه سبب آن به رطوبت باشد . و بعضى ديگر چون در كتب بعضى ديده‌اند كه « ريح الصبيان » عارض نمىگردد اطفال را مگر از مادّهء بلغم و زائل نمىگردد مگر به مسخّنات ، ايشان اين را كلّيه دانسته [ و ] متوجّه اسباب و علامات آن نگشته [ و ] على العموم تسخين مىفرمايند و اكثر اطفال را هلاك مىگردانند . پس طريق حزم و صواب در امر معالجات آن است كه اوّلًا مراعات علامات و اسباب سابقه و لاحقه نموده ، پس متوجّه علاج آن گردند و جَرِى نباشند و مغرور به رأى خود « 4 » . و
هامش
( 1 ) . ب : كاسكبينج . ( 2 ) . ب : شيا مانك . ( 3 ) . ب : ( حميه ) حذف شده . ( 4 ) . ب : خود نگردند .