[ تربيت اطفال ]
امّا محافظت و حضانت و تربيت آن :
آن است كه چون طفل قادر بر نشستن و حركت نمودن و راه رفتن گردد ، بايد كه بر فرش صاف هموار او را بنشانند تا از خشونت زمين ايذائى نيابد و احتياط نمايند كه از بلندى نلغزد و هرچه تيز و نوكدار باشد از او دور دارند ؛ تا آن كه خود به خود بدون اعانت قادر بر نشستن گردد و چون به راه افتد ، ابتدا اعانت او نمايند كه دست او را گرفته اندك اندك و به ملايمت بگردانند و مبالغه ننمايند ؛ تا آن كه تقويت يافته خود به خود به قوّه طبيعت به راه افتد .
چون دندان ناب او - يعنى دندان نيش « 1 » او - شروع به روييدن نمايد ، از مضغ اشياء صلبه باز دارند - چنان چه ذكر يافت - و مغز دماغ ارنب و پيه ماكيان بر عمور آن بمالند ؛ جهت تسهيل انبات . و زيت « 2 » به آب گرم در هم نموده سر و گردن او « 3 » چرب نمايند و قدرى در گوش او « 4 » بچكانند . و اگر روغن زيت نباشد ، روغن كنجد تازه نيز خوب است .
و چون دندان او نمايان گردد و اقتدار يابد بر مضغ اشياء ، بايد كه قطعه [ اى ] اصل السوس تازهتراشيده كه بسيار خشك نباشد به دست او دهند كه بخايد « 5 » ؛ زيرا كه در اين دو فايده است :
يكى آن كه اسنان را نمىسايد .
دوم ، آن كه اصلاح حال آنها مىنمايد و اوجاع « 6 » لثّه و قروح دهان بازميدارد . و نيز بايد كه گاه گاهى عسل با نمك بر دهان او بمالند كه موجب ايمنى از قلاع است . و جايى كه اصل السوسِ ترِ تازه به هم نرسد ، خشك آن را در آب خيسانيده تا ملايم و نرم گردد و آن گاه به دست او دهند كه بخايد « 7 » .
هامش
( 1 ) . الف : پيش .
( 2 ) . الف : به زيت .
( 3 ) . ب : او را .
( 4 ) . ب : آن .
( 5 ) . ب : بجايد .
( 6 ) . ب : از اوجاع .
( 7 ) . ب : بجايد .