و چون طفل به سخن آيد ، بايد كه بيخ زبان آن را با انگشت بمالند كه معين بر فصاحت آن است . و خورانيدن وج گاه گاهى مُعِين « 1 » بر سرعت تكلّم است .
و چون طفل اقتدار بر دويدن به هم رساند ، بايد كه بر زمين صاف هموار امر به دويدن نمايند و از زمين ناهموار و لغزنده بازدارند و او را به لعب و بازى مشغول دارند و آن چه باعث تفريح و خوشى او باشد و مانعى نباشد تا مكدّر خاطر و افسرده طبع نگردد ؛ امّا به لعبها كه شرعا و عقلًا مذموم نباشد و باعث فساد او نگردد رياضت فرمايند .
و چون قابل تعليم گردد - يعنى به سنّ چهار سالگى رسد - او را به اديب مؤدّبِ صاحب خلق نيكو وارينه « 2 » سپارند ؛ تا او را آداب سلام بر بزرگان و ذوى الحقوق و پرستاران و حسن ادب و تكلّم با ايشان و در حين تكلّم نظر به چشم « 3 » ايشان نداشتن بلكه بر كنار خود انداختن و بر روى آنها « 4 » جواب ناشايسته نگفتن و آداب طعام خوردن و آب نوشيدن و غيرها به تدريج بياموزند .
و چون چهار سال و چهار ماه و چهار روز بگذرد ، او را به مكتب نشانند و به معلّم سپارند كه « بسم اللّه » و « الحمد » « 5 » تلقين او نمايد و آن كه در ابتداى هر امرى « بسم اللّه » بگويد و خداى تعالى را به ياد آورد و بعد هر نعمتى و غذايى و آب نوشيدنى شكر خداى تعالى به جا آورد و نعمت را از او داند « 6 » و بعد هر عطسه « الحمد للّه » بگويد .
و همچنين در هر يك ، حمدى و شكرى و ذكرى لايق و مناسب آن به او « 7 » بياموزند و آداب بيت الخلا رفتن و طهارت گرفتن و خوابيدن و بيدار شدن و نشست و برخاست و مشى و به تنهايى و يا با بزرگان به دستور ساير آداب .
هامش
( 1 ) . ب : بسيار معين .
( 2 ) . ب : ( وارينه ) حذف شده .
( 3 ) . ب : بر چشم .
( 4 ) . ب : ايشان .
( 5 ) . ب : الحمد لله .
( 6 ) . ب : از او سبحانه داند .
( 7 ) . ب : به دو .