و تا شش سال به طريق تمرين و عادت دادن و ملايمت و سهلانگارى متوجّه تعليم او باشند و به لعب و بازى كه منافى طريقهء شرع و موذى مزاج او نباشد مأمور دارند و منع از آن ننمايند .
و بعد از شش سال در سال هفتم ، تأكيد در تأديب به آداب مذكوره و تخلّق به اخلاق پسنديده زياده نمايند ؛ امّا به حدّى كه باعث تنفّر و انضجار طبع او نگردد ، بلكه موجب سرور او باشد . و اگر لغزشى و تعدّى و نافرمانى نمايد ، اغماض عين نمايند و درگذرند و گاه گاهى تهديد و تخويف اندكى ؛ بلكه به طريق تعريض در حضور او به ديگرى نمايند و زجر و توبيخ كنند .
و آداب نماز به دو آموزند و كتب متعلّقهء لايقه به حال ايشان و به نماز دارند . و از اخلاق ناپسنديده - مانند غضب و طيش و سخن قبيح و « 1 » فحش و وقاحت و بى حيائى و پردهدرى و بخل و خِسَّت و حقد و حسد و كينه و عداوت با يك ديگر و نميمه و سخنچينى و خيانت و دزدى و كذب و بهتان و غيرها از اخلاق رذيلهء مذمومه و صفات غير مستحسَنه و افعال نامرضيه - منع نمايند .
و به اضداد آنها مأمور دارند ؛ چنان چه در كتب اخلاق - خصوصاً اخلاق ناصرى - و كتب احاديث - مانند مكارم الأخلاق و حليهء المتّقين - به تفصيل مذكور است .
و كتاب اخلاق و آداب دينيهء لايق به حال او تعليم آنها نمايند « 2 » . و سهلانگارى در تأديب و تهذيب اخلاق او ننمايند ؛ زيرا كه در اين هنگام هر خُلق و خصلت و خويى كه در طبيعت او قرار يافت ، ثانياً به دشوارى از ايشان زائل مىگردد و حكم درخت نو رسته دارند ؛ به هر شكل و هيأت كه خواهند او را « 3 » مىتوانند نمود ؛ به سبب نرمى و نازكى تنه و شاخ آن و چون قوى و مستحكم گشت ، دشوار و متعذّر است و غير ممكن ؛ خصوص كه جبلّت و طينت او خبيث باشد .
هامش
( 1 ) . الف : ( قبيح ) حذف شده .
( 2 ) . ب : وى را تعليم نمايند .
( 3 ) . ب : آن را .