آن كه قوّه دافعهء آن با وجود عدم توجّه و اعتياد به دفع از اين جانب ضعيف مىباشد و محتاج به ماليدن و اندك غمز و فشارى است دو سه دفعه ؛ جهت استخراج تمامى غايط و بول . و ليكن بايد كه ناخن انگشت او بلند نباشد كه خراشى در آن منافذ نمايد .
و چشمهاى او را به خرقهء بسيار نرمى مكرّر بمالد تا رمص « 1 » و چرك آن دور گردد به نحوى كه اذيت به دو نرسد .
و چون ناف او خشك گشته ، خود به خود جدا شده [ و ] بيفتد - كه بعضى را دو سه روز و بعضى را تا شش روز مىباشد - بايد كه اشياء مجفِّفه نرم سوده بر ناف او « 2 » ذرور نمايند ؛ مانند رَماد صدف و رَماد ساق گوساله و يا پى پاى او و رَصاص محرق ؛ هر يك از اينها كه به هم رسد ؛ مفرداً و يا مجموعا و اگر با شراب سحق نمايند و خشك نموده بپاشند بهتر است ؛ خصوص شراب قابض ؛ جهت زيادتى تجفيف آن و تقويت معده و امعاء طفل .
و بدان كه از براى محافظت طفل از حرّ و برد و ساير واردات خارجيه و راستى و درستى هيأت و شكل اعضاء طفل ، بهتر از تقميط - يعنى در قنداق بستن - طفل نيست و تا سه چهار ماه تا اعضاء آن مستحكم گردد . و نيز با تقميط در برداشتن و جنبانيدن طفل و شير خورانيدن آسان است و آسيبى به طفل نمىرسد .
و ليكن بايد كه نزد پيچيدن در قنداق ، اعضاء او را و دست و پاى او را به نرمى و ملايمت بمالند و راست به هيأت طبيعى نموده در قنداق پيچند و صورت و پيشانى او را باز گذارند و ريسمانى كه بر آن مىپيچند بايد كه اندك پهن عريض باشد و بسيار تنگ نپيچند كه مطلق در آن حركت نتواند نمود و اذيت يابد و بر شكم اناث نسبت به ذكور اندك ملايم تر پيچند ؛ زيرا كه كبر بطن اناث نسبت به ذكور مطلوب است .
و بايد كه در روزى دو مرتبه و شبى يك مرتبه باز نمايند و بدن او را خوب ديده كه آسيبى و جوششى به هم نرسانيده و اندك هوايى نيز به آن رسد و باز به دستور ، بدن او را ماليده و پاهاى آن را راست متّصل به هم كشيده و دستهاى او را به پهلوى او دراز كشيده و در قنداق بندند .
هامش
( 1 ) . الف و ب : ( رمض ) آمده اما با توجه به كتب لغت ( رمص ) صحيح است .
( 2 ) . ب : ناف آن .