و علّت مذمّت آن مدينه آن است كه دائم آفتاب از طلوع تا غروب بر آن نمىتابد مگر هنگامى كه ارتفاع يابد و گرم گردد و لهذا دفعتاً باعث گرمى هوا و حدوث امراض مىگردد . و به سبب رطوبت آن ، صداى اهل و سكنهء آن گرفته مىباشد ؛ خصوص در فصل خريف ؛ به سبب حدوث نوازل .
در اختيار كردن مساكن « 1 »
امّا اختيار مساكن ، سزاوار است كه طالب حفظ صحّت اختيار نمايد مسكنى و بلدى را وسيع الفضا و خاك آن طيب و آب آن شيرين جارى لطيف شفافِ صافى باشد كه از مكان بعيد مرتفعِ سنگستان و ريگزار آيد . و آن مسكن ، در ارتفاع و انخفاض و انكشاف و استتار ، معتدل باشد و جوهر هواى آن نيز معتدل صافى و محلّ وزيدن رياح آن مكشوف و دور از درياى شور و بطايح - يعنى نىزار و گودال و جبال و معادن - باشد و از بلاد اقليم رابع و يا آخر ثالث باشد .
و اهل و سكنهء آن ، اكثر صحيح المزاج قوى البدن و الجثّه و قُوّه هاضمهء ايشان قوى و عقل و فهم و حواسّ ايشان صحيح و سالم و شجاع و دلير و سخى و نيكو خلق باشند . و حسود و مكّار و موذى نباشند . و حيوانات آن نيز قوى صحيح المزاجِ فربهء چُست و چابُك باشند . و نباتات و حبوب و اثمار آن نيز قوى و بزرگ باليده و كثير الغذاء نافع باشند .
خانههاى سكنهء آن ، وسيع و مداخل و مخارج آن گشاده و ابواب شرقيه و شماليهء آن مفتوح باشد و مانعى از وصل آفتاب و تابش آن و وزيدن رياح مشرقيه نباشد ؛ زيرا كه آن هر دو مصلح و ملطّف هوايند .
و آب آن در فصل گرما ، گرم و در سرما ، سرد گردد . و فصول اربعهء آن منسَّق و بر مجراى طبيعى باشد . و غير اينها از اسباب و علامات جيده متّصف باشد .
و اجتناب نمايد از سكونت در بلادى كه مخالف اوصاف مذكوره باشد بعضا و به تخصيص كلًاّ .
هامش
( 1 ) . الف : ( در اختيار مساكن ) در حاشيه آمده . ب : حذف شده .