تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢

انصباب :

ريختن

انعصار :

فشرده شدن

انغلاق :

بسته شدن

اوْعيه :

جمع وعاء ، در اين جابه معناى مجارى مىباشد .

اوقيه :

و احدى است برابر با هفت مثقال .

اوگرا :

به زبان اردو آش مىباشد .

ايارجات :

جمع ايارج ، كلمه يونانى است به معناى مُسهِل ؛ داروى مركبى است كه بدن را از اخلاط فاسده پاك مىكند .

ب

باحورى :

منسوب به باحور يا باحورا مىباشد ؛ مراد ايّامى است كه در آن بحران واقع مىشود .

بارد :

سرد باسليق : مأخوذ از يونانى و به معناى پادشاه بزرگ است و چون اين رگ از اعضاى رئيسى بدن ، نظير : قلب و كبد رسته است آن را پادشاه بدن ناميده‌اند . اين رگ در دست ، برابر انگشت وسطى قرار دارد .

باسور :

جمع آن بواسير ، بيماريى است كه در مقعد ، بينى و لب به وجود مىآيد .

بَتْر :

بريدن

بَثْر :

جمع آن بثور ، دانه‌هاى ريزى است كه بر روى پوست بدن ظاهر مىشود .

بَراز :

مدفوع

بُرْقَع :

روبند ، تكهء پارچه‌اى كه زنان با آن چهرهء خودرا مىپوشانند .

بُرودت :

سردى

بَزْل :

شكافتن

بَطّ :

مرغابى ، اردك
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 232 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى