احتبال :
باردار شدن
احليل :
سوراخ آلت ، آلت مردانگى
اختلاج :
لرزش و جنبش و در اصطلاح طب ، حركت غير ارادى را گويند كه در اندام و اعضاء به هم مىرسد .
أَدْهان :
جمع دُهن ، روغنها
ارْبِطه :
جمع رباط ، رباطها
أُرْبِيَّه :
بيخ ران
ارخاء :
سست كردن ، سستى
ارْزيز :
قلع
ازْمان :
طولانى شدن ، مزمن شدن
استرخاء :
سستى و بى حسى است كه عارض عضوى مىشود .
اسْتُره :
تيغ .
استيصال :
از بيخ بريدن
اسْرب :
سُرب
اسفاناخ :
اسفناج
اشنان :
گياهى شور است كه گازرها ريشهء آن را پس از خشك كردن نرم مىكنند و در شستن پارچه و لباس به كار مىبرند و به آن چوبك هم مىگويند .
اطْراف :
دست و پا
اطْريفل :
معرّب « ترى پهلا » ى هندى است به معناى سه ميوه ؛ معجونى است مركب از هليلهء ( زرد ، سياه ، كابلى ) بليله و آمله .
أغْبَر :
تيرهء به رنگ خاك
اغتذاء :
خوردن
افواه :
جمع فم ، دهانهها ، دهانها