تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩

شرح و معناى كلمات و اصطلاحات كتاب

[ آ ]

آبكامه :

نان خورشى است ترش مزهّ كه از شير و ماست و غيره درست مىكنند .

آب كشك جو :

به عربى ماء كشك الشعير گويند . يك قسمت جو ، پانزده قسمت آب شيرين را در ديگى مىريزند و به آتش ملايم حرارت مىدهند تا دو قسمت از آن باقى بماند ؛ آنگاه آن را به هم مىزنند تا كاملًا مخلوط گردد ، سپس آن را صاف مىنمايند ، آب باقى مانده را آب كشك جو گويند .

ا

ابازير :

ادويهء تر و خشكى است كه به عنوان چاشنى در غذا مىريزند .

ابتداء :

مراد از ابتداء ، شروع بيمارى و ياورم است و بر سه روز اوّل بيمارى اطلاق مىشود .

ابْطى :

رگى است در دست كه از ابط ؛ يعنى زير بغل مىآيد و به همين جهت بدين اسم ناميده شده است و نام ديگر آن اسلم است .

ابن عُرس

: راسو

ابهام :

انگشت بزرگ انسان ، انگشت شست

اجْفان :

جمع جفن ، پلكها