تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فايده : گاه باشد كه ليفوريا صفراوى باشد ، چنانچه گفته شد در صفراوى . و نوعى ديگر است از بلغمى كه در وى حرارت و برودت معاً محسوس شود به ظاهر و باطن . و نوعى ديگر است كه برودت در باطن باشد و ظاهر به حال اصلى بود و لرزه به ادوار افتد بى حرارت و اين هر دو ، نام ندارد . و نوعى ديگر است كه در روز آيد و در شب فرود آيد و اين را نهارى گويند . و نوعى ديگر ضد آن است و اين را ليلى نامند . علاج اين همه ، تلطيف خلط است و جز آن كه گذشت .

قسم چهارم : در حمّيات سوداوى

و اين را نيز اگر مادّهء وى داخل عروق باشد ، رِبع لازم گويند و نشان وى لزوم تب است و مع ذلك دو روز در ميان داده مشتدّ شدن . و اگر خارج عروق بود ، ربع داير خوانند و وى بعد دو روز ، نوبت مىكند و از آن كه روز اخذ وى به حساب روز ترك ، چهارم روز است ، رِبع مىنامند . و بر همين قياس نمايند اسامى اين حمّى را كه تسميهء وى به اعتبار يوم اخذ و ترك نهاده‌اند ، چون : خِمس و سِدس و سِبع و ثِمن و تِسع و عِشر همه مكسور الاوّل و زياده بر اين نيز مشهود شده است . اما رِبع ، كثير الوقوع است نسبت به اخواتش . و ربع از دو وجه بيرون نيست : يكى ، آن كه از عفونت سوداى طبيعى بود و تقدم تناول چيزهاى سوداافزا و صِغَر نبض بر آن گواهى دهد . دوم ، آن كه از سوداى غير طبيعى افتد و چون متحقق است ، هر خلط كه بسوزد سوداى غير طبيعى مىشود ، پس ربع يا دموى باشد يا صفراوى يا بلغمى يا سوداوى و ظهور آثار هر يك از اين اخلاط بر آن گواهى دهد . و رِبع صفراوى با حرارت مىباشد و زود مىگذرد . و پوشيده نماند كه تب رِبع از جمله امراض مزمنه است ؛ اكثر دير مىماند و باشد كه در پنج و شش نوبت منقضى شود و باز عود كند . علاج : تدبير مشترك در جميع اقسام آن است كه روز نوبت ، خاصةً كه نوبت ، اوّل روز بود ، غذا و آب ندهند خصوص آب سرد و هر چه از جنس ميوهء تر باشد و آنچه باد انگيزد و هر چه گرم و خشك و آنچه سريع التعفّن بود ، منع نمايند و - مهما امكن - در نضج كوشند و
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 201 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى