تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جا بدارند و به رفايد ديگر فرج را محشوّ سازند و به عصابه بر بندند به نوعى كه الْيَق بود ، پس بر عانه و نواحى فرج قابضات ضماد نمايند و بر كمر گاه مايل به طرف ناف ، محاجم نهند بلاشرط و بمكند و تا سه روز بايد كه بر همين هيأت بماند و از هر چه مضرّ بود و محرّك باشد ، اجتناب كنند و پيوسته عطريات ببويند و روز سوم برخيزد و آن كروهه دور كرده ، تجديد نمايند و مربوط العصابه مشى كنند به رفق تا خاطر جمع شود .

فصل بيستم : در مَيَلان رحم ؛

يعنى مايل شدن رحم به جانبى . و وى به مسّ اصابع معلوم مىشود قوابل را و ايضاً وجع در وقت جماع ، لازم آن است و باشد كه زحير آرد و بول و غائط حبس كند . علاج : اگر سببش امتلاء و امتداد رگها بود از خون ، فصد صافن كنند از محاذى شقّ مايل . و اگر به قبض بود از اصابت بَرْد ، در آبزنِ مرطّب نشانند و روغن بابونه و پيه بطّ مالند . و اگر انصباب رطوبات بود بر رحم ، حقنه نمايند به ايارجات . و بعد زوال سبب اگر ميلان باقى بود ، قابله را فرمايند كه به انگشت ، راست كند ، بعده تمريخ قيروطى يا شحوم بر انگشت تا اذيت ندهد .

فصل بيست و يكم : در اورام رحم .

و سببش اگر مادهء حارّ بود ، نشان وى تب حارّ است و تواتر نبض و نفس و فساد معده و دماغ و ظهور وجع در عانه يا قَطَن ، حسب وقوع ورم در مقدّم رحم يا مؤخّرش و در خاصرتين اگر به هر دو جانب بود . علاجش همان است كه در ورم مثانه گذشت . و چون ريم كند و بشكافد به تدبير قرحهء رحم كوشند . و اگر بلغم بود ، وجع نواحى عانه مع الثقل پيدا بود ؛ علاجش قى است و آنچه در ورم سرد مثانه گذشت . و اگر سودا بود نشان وى ظهور صلابت است در ميان رحم و قلّت وجع و كثرت ثقل . علاجش تنقيهء سوداست به فصد و اسهال و استعمال مراهم و شحوم و ادهان ، زرقاً و حمولًا و به طبيخ شبت و خطمى ، آبزن ساختن شبانه روزى دو بار .