تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و علاجش تقليل آن است و اماله به ربط ثديين و وضع محاجم زير آن و بعد فصد ، جهت قبض ، قرص كهربا دهند و به شافهء مُمْسك پردازند . و اگر رقّت و حدّت خون بود ، آثار صفرا پيدا بود و علاجش تنقيهء آن است و تغليظ خون و قرص و شافه كه در دموى گذشت ، به كار بستن و صندل بر عانه طلاء كردن . و اگر كثرت مائيت بود ، آثار بلغم پيدا بود و خون رقيق و سپيد آيد ، علاجش تنقيه و تجفيف است . و اگر حدّت و كثرت سودا بود ، سياهى خون يا كمودت يا خضرت آن گواهى دهد ، علاجش تنقيهء سوداست به فصد و اسهال . و اگر بواسير الرحم يا قروح آن بود ، تدبير آن توان كرد . و اگر انخراق رگهاى رحم بود از عسر ولادت ، تدبيرش از قروح و شقاق رحم جويند . و اگر زوال بكارت بود ، علاجش در شراب قابض نشانيدن است و به طبيخ قابضات ، قُبُل شستن و به روغن گل چرب ساختن و خاكستر درخت انگور بر خرقه نهاده ، رفاده مانند بر فرج بستن و فادزهر با دوغ ساييده دادن و شقاق را به مرهم تدارك كردن .

فصل هشتم : در قروح و جروح رحم .

و نشان وى لزوم وجع است و خروج ريم فقط يا خون يا هر دو به هم آميخته ؛ بالجمله قرحه بى ريم نباشد . علاج : تا كه جراحت ريم نكرده باشد و مانعى نبود ، فصد كنند و اصلاح غذا نمايند و قرص كهربا دهند و حقنه و فرزجهء حابسه به كار برند . اما اگر جراحت ريم كند يا ورم سر دهد ، قرحه اين باشد تدبيرش : حقنه بر رحم كردن است به روغن گل و روغن بنفشه و آب شكر به هم آميخته تا چرك پاك شود و بعده مرهم باسليقون به روغن گل حقنه نمايند تا نغز كند . و اگر قرحه در عنق رحم بود ، فرزجهء ادويهء مذكوره كفايت كند و به حقنه حاجت نباشد و شهد فقط يا در شير جوشيده به صوف يا پنبه حمول كردن در تنقيهء رحم نفع تمام دارد و عند شدّت وجع ، افيون و زعفران به شير زنان حمول سازند .

فصل نهم : در شقاق رحم .

نشان او ازدياد وجع است وقت جماع و بر
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 184 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى