آمدن ذَكَر خون آلوده ، خاصةً اگر در عنق بود . علاجش به مراهم كه در شقاق مقعد به كار آيد ، كنند و مرهم باسليقون يا پيه بطّ و روغن بنفشه نفع تمام دارد .
فايده : گاه باشد كه به سبب ولادت يا از ازالهء بكارت ، حجابى كه در ميان دُبُر و قُبُل واقع است ، بشكافد . علاجش مرهم از مغز ساق گاو و موم سپيد و پيه گردهء بز كنند و سنگ جراحت ، كثير المقدار ساييده به رفاده نهاده ، بربندند تا به عضو منشقّ لاصق شود و از هر چه مضر باشد ، پرهيزند .
فصل دهم : در حكّهء رحم .
و علاجش بعد تنقيه ، برگ پودينه و پوست انار و عدس مقشّر كوفته و بيخته و به مثلّث يا شراب يا سركه آميخته ، حمول ساختن است به صوف و روغن گل و بنفشه ماليدن و حكّة القُبُل را نيز تدبير همان است .
فصل يازدهم : در بواسير الرَّحم .
و وى همچون بواسير مقعد بود و علاجش همان است كه در بواسير مقعد گذشت .
فصل دوازدهم : در بثور رحم .
و وى به مَسّ معلوم شود و باشد كه خارش كند و علاجش تنقيه و تعديل است و مرهم اسفيداج ماليدن ، اگر بثور در عنق بود و در رحم حقنه كردن ، اگر بثور غائر باشد .
فصل سيزدهم : در ثآليل رحم .
و اين نيز به مَسّ معلوم شود . علاجش فصد و اسهال سوداست و به طبيخ بابونه و اكليل و حلبه و تخم كتان آبزن ساختن و مدام قُبُل شستن .
فصل چهاردهم : در ناصور رحم .
و وى قرحهء مزمنه است و تدبيرش گذشت .
فصل پانزدهم : در سيلان رحم ؛
يعنى بر آمدن رطوبت از رحم . و علاجش تنقيه و تجفيف است به مراعات حرارت و برودت مزاج .
فصل شانزدهم : در سيلان منى زنان .
و فرق در رطوبت و منى آن است كه رطوبت با عفونت باشد و منى سپيدتر و با قوامتر از نسبت رطوبت بود . و علاج وى