باب بيست و سوم در امراض ظهر و اطراف
يعنى آنچه به پشت و دست و پاى تعلق دارد .
فصل اوّل : در حَدَبَه .
آن زوال فقار است به قدّام يا خلف يا يمين يا يسار .
آن را كه به قدّام بود ، حَدَبَةُ المقدّم و تقصّع نامند و آن را كه يمين يا يسار باشد ، التواء خوانند ؛ اما حَدَبَةُ المؤخّر نامى علىحده ندارد و حدبهء حقيقى همين است . و اسباب حدبه مطلقاً پنج است : يكى ، ورم عضلهء نواحى فقار . دوم ، ريح غليظ كه زير فقار بند شود . سوم ، رطوبت مائى كه در جرم رباط فقار نافذ شده ، ارخاء نمايد .
چهارم ، تشنّج رباطات مذكور . پنجم ، سقطه و ضربه . اما آنچه سببش باد غليظ باشد ، مسمّاست به رياح الافْرسة . بالجمله ، علامت ورمى ، تقدّم وجع صلب است مع حمّى حادّه و علامت باد ، شدّت وجع است بى تب و علامت رطوبت ، سپيدى لون است و تقدّم تدابير مرطّب و علامت سقطه و ضربه ظاهر است .
علاج : در ورمى فصد و تليين كنند و حسب حاجت اضمده استعمال نمايند و همهء آنچه تدبير ورم است به عمل آرند . و در ريحى آنچه به ريح الكليه گفته شد ،