باب بيست و دوم در امراضى كه مخصوص به زنان است
فصل اوّل : در عُقْر ؛
يعنى حمل نگرفتن . و سببش اگر سوء مزاج رحم بود ، حارّ يا بارد يا يابس يا رطب ساذج يا مادى ، علاجش حسب سبب توان كرد . و دليل حرارت رحم ، حرارت و غلظت و سواد خون است . و دليل برودت ، رقّت و دير دير آمدن حيض و عدم حرقت . و دليل يبوست ، خشكى فرج است و قلّت حيض . و دليل رطوبت ، سيلان رطوبت است از رحم و اين چنين كس اگر حمل گيرد ، زياده از سه ماه حمل نماند . و آنچه مادى بود از لون رطوبت سائله ، بر نوع ماده استدلال كنند . و اگر افراط فربهى بود ، علاجش تهزيل است . و اگر افراط لاغرى بود ، علاجش تسمين است . و اگر حبس حيض بود ، علاجش ادرار . و اگر ورم رحم يا بواسير يا قرحه يا صلابت وى بود ، علاجش دفع سبب است و هر يك از اين در محل خود ذكر شده . و اگر باد غليظ بود كه در رحم تولد كند ، نشان وى انتفاخ عانه است و ظهور باد از فرج وقت جماع به آواز . و علاجش كسر باد است و محجمهء نارى نهادن و روغن بيدانجير به قدر سه درم همراه ماء الاصول هر روز دادن و به گوشت طيور غذا كردن .