باب بيست و يكم در امراض صِفاق و ثَرْب و مَراق
بدان كه پوست شكم را مراق گويند و غشايى كه زير مراق است صفاق خوانند و پردهء غليظ چرب را كه زير صفاق و مماس احشاست ، ثرب خوانند .
فصل اوّل : در قيل .
و وى آن است كه منفذ صفاق كه در كش ران واقع است به جانب خصيه بگشايد يا پردهء مذكور از اين جا بشكافد ، پس ثرب يا امعاء يا باد يا آب در كيس خصيه فرود آيد و اين را فتق نيز گويند به لفظ مطلق . و جمهور ، ادره و قُره نيز نامند . و آن جا كه نازل در خصيه ، مادهء غليظ بود ، قروء اللحق خوانند . و اين فصل به پنج قسم ذكر كنم :
قسم اوّل : در قيلَة الامعاء .
و نشان وى آن است كه اندك اندك فرود آيد و به مشقّت بالا رود و وقت رجوع ، قراقر كند و در اين قسم گاه باشد كه قولنج افتد .
علاج : بتدريج بمالند و روده را برگردانند و اگر به زود نگردد ، آب گرم بريزند و در آبزن بنشانند ، پس از رد ، اين ضماد بر بن خصيه و كش ران و عانه نهند : مصطكى و انزروت و كندر و جوز سرو و برگ سرو و اقاقيا و گلنار و مرّ و دمالاخوين و شبّ