عصابهء محكم و ادويه و پرهيز همان است كه در قيل گفتيم . و بدانند كه اين مرض ، به نمىشود و تدبير زياده بر اين نيست كه زياده شدن ندهد .
فايده : در ابتداى قيل و فتق ، داغ دادن سيخ گرم ، انگشتان هر دو پاى را نافع گفتهاند . و همچنان رگ ستبر كه در بيخ نر انگشت است از دست مخالفِ علّت ، داغ دادن .
فصل سوم : در نُتُوءُ السُّرَّة .
و وى اگر يوم ولادت شده باشد ، به سبب رداءت قطع ناف يا آسيبى ديگر در همان هنگام ؛ در اصلاح كوشند به ربط رفائد و جز آن ؛ اما چون مستحكم شود ، به نمىگردد . و اگر در غير آن هنگام افتد ، از فتق صفاق آن جا باشد يا از اجتماع رطوبت بلغمى ، چنانچه در استسقاى زقّى مىشود .
و يا از اجتماع باد ، چنانچه در طبلى مىشود يا از روييدن گوشت زايد در ناف ، زير پوست يا از انشقاق رگى زير پوست و گرد آمدن خون آن جا . نشان فتق برگشتن ، فزونى است عند الغمز با قراقر يا بى قراقر و نشان رطوبت ، ثقالت و نشان باد ، لين مَلْمَس و ازدياد و نقصان نتوء از باد انگيز و كاسرباد و نشان گوشت ، شدّت صلابت و بودن بر يك حالت و نشان جمع خون ، رنگ نتوء ، بنفسجى يا سياه نمودن است .
علاج : آنچه از فتق باشد ، گذشت تدبيرش . و آنچه از رطوبت يا باد باشد ، تدبيرش از استسقاى زقّى و طبلى گيرند . و آنچه از روييدن گوشت باشد ، تعرّض نكنند . و آنچه از اجتماع خون باشد ، زالو بر آن چسبانند و ادويهء قابض كه دهانهء رگها ببندد و در رعاف ذكر يافته ، ضماد سازند تا باز بر نيايد .