تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
يمانى و حُضُض و ابهل و صبر ، جمله را برابر كوفته ، بيخته ، به سريش ماهى سرشته و در آب عنب الثعلب گداخته و بر لتّه كشيده ، بگذارند و به رفاده هموار بر بندند تا محكم شود و تا سه روز بسته دارند و مريض بر پشت بايد كه خفته باشد و بعد سه روز برخيزد و به رفق بگردد و از هر چه مضر بود ، اكلًا و شرباً و عملًا پرهيزند و پيوسته جوارش كمّونى بخورند و به لجامى كه به اين كار مخصوص است ، بسته دارند .

قسم دوم : در قيلَة الثَّرْب .

و نشان وى نيز عُسر رجوع است ، امّا بى قراقر و به همين فرق مىكنند در معائى و علاجش همان است كه گذشت .

قسم سوم : در قيلَة الرّيح .

و نشان وى آن است كه به آسانى بالا رود ، قراقر شديد كند و علاجش چيزهاى بادشكن دادن است و از باد انگيز پرهيزانيدن و موضع را بسته داشتن .

قسم چهارم : در قيلَةُ الماء .

و نشان او آن است كه كيس خصيه ، سنگين و آبناك نمايد و به هيچ حيله بالا نرود و علاجش نشف آب آن است بدانچه در استسقاى زقّى گذشت . و اگر سود ندهد ، بَزل كنند به طريقى كه معروف است .

قسم پنجم : در قيل كه قروء اللَّحمى گويند .

و نشان او غلظت و صلابت و تمدّد است كه در كيس خصيه محسوس شود ، نه در جرم كيس و به همين فرق مىكنند در اين و در ورم صلب خصيه و علاجش تنقيهء سوداست و هم بدانچه در ورم صلب خصيه گذشت ، پرداختن .

فصل دوم : در فتق مراق البطن و فَتْقُ الارْبِيَّة .

بايد دانست كه گاه باشد صفاق از جاى ناف بالاتر يا فروتر از آن پاريده شود و مراق سالم باشد ، پس آنچه ماتحت صفاق است از صفاق بالاتر آيد و مراق را از آن جا بلند نمايد . و همچنان گاه باشد كه در محل ارْبِيَّه ؛ يعنى كش ران ، شقّ در صفاق افتد و در آن جا نتوء پديد آيد . و فتق البطن و الارْبِيَّه بيشتر زنان را شود . علاجش ربط آن محل است به رفائد ثقيل و