تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

فصل شانزدهم : در دَوالى الصَّفَن .

و وى آن است كه رگهاى كيس خصيه بر آمده شوند ، چنانچه در پاى مردم مىافتد . و علاجش همان است كه در دوالى پاى بيايد . و صلابت اگر در كيس افتد ، بدانچه در ورم صلب خصيه گذشت ، زايل شود .

فصل هفدهم : در استرخاء الصَّفَن ؛

يعنى فرو هشتن كيس خصيه . علاج : مازو و آس و گل سرخ و گلنار و مانند آن ، قابضات ضماد كنند و به طبيخ آن ، تنطيل .

فصل هيجدهم : در قروح قضيب و خصيه و حوالى آن .

و اين دو گونه است : يكى ، آن كه قرحه تازه بود و نو پيدا و علاجش به مردار سنگ و توتيا كنند ، ذروراً و مرهماً . و اگر خون غالب بود ، تنقيه نمايند . و دوم ، آن كه دير مانده باشد ، علاجش به اين مرهم كنند : دم‌الاخوين ، مُرّ ، هر يك ، دو مثقال ؛ صبر ، مردار سنگ ، انزروت ، هر يك ، دو درم ؛ به روغن گل مرهم سازند . فايده : قرحه‌اى كه در احليل افتد ، حرقت بول و درد موضع بر آن گواهى دهد و تدبيرش همان است كه در قرحهء مثانه گذشت .

فصل نوزدهم : در ورم قضيب .

تدبيرش از ورم خصيه جويند .

فصل بيستم : در حكّهء خصيه و قضيب .

و علاجش فصد است و حجامت زانو و ران و اسهال صفرا و بعده تنطيل آب گرم و سركه و روغن گل ماليدن و سپيدهء بيضه ، طلاء كردن .

فصل بيست و يكم : در شقاق قضيب .

علاجش از شقاق مقعد گيرند .

فصل بيست و دوم : در ثآليل و بثور صلب كه بر قضيب و نواحى آن پديد آيد .

علاج : سياه دانه و سركه با پيه مرغ آميزند و طلاء نمايند و به مبحث ثآليل مطلق ، رجوع نمايند .

فصل بيست و سوم : در سدّهء مجراى قضيب .

و سببش اگر بثره بود ، بول بدشوراى آيد و حرقت كند . علاجش فصد است و شيرهء خرفه و تخم خربزه به شربت خشخاش دادن و اسبغول به روغن بنفشه بادام بر قضيب نهادن . و چون سر
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 175 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى