فصل هشتم : در جَرَب الكُلْيَة .
و نشان وى وقوع خارش و دغدغه است در آن موضع . و علاجش تنقيه است و قى در هفته دو بار لازم داشتن و شربت بنفشه نوشانيدن ؛ شياف ابيض به روغن بادام در احليل چكانيدن ؛ بنادق البزور خورانيدن .
فصل نهم : در ذيابيطس .
و اين مرضى است كه آب به مجرد نوشيدن از راه بول بيرون آيد و علاجش حسب حرارت و برودت پوشيده نيست . و در حارّ ، قرص كافور و قرص طباشير و قرص ذيابيطس و در بارد ، مثروديطوس و معجون ماسك البول بايد داد .
فصل دهم : در حَصات و رمل كه در گرده متولد شود .
و اين مرض اكثر به نوبت اشتداد مىكند ، بعد يك ماه و يك سال يا كم و زياده . و علامت وى ثقل و تمدّد قَطَن است و صفرت يا حمرت بول و خروج سنگ در آن گاه گاه و غلبهء درد نزد امتلاى امعاء و آن جا كه سنگ بود ، اعراض به شدّت باشند و در ريگ به خفّت .
علاج : نخست قى فرمايند و بعده به مدرّ مسهل مناسب پردازند و منقّيات خورانند و عند شدّت وجع در آبزن كه در وجع كليه گذشت ، نشانند . و معجون عقرب و معجون حجر اليهود در تفتّت ، اثر تمام دارد . و پرهيز از مغلّظات و تجويد هضم لازم شناسند و كذلك در خُلُوّ رياضت كردن و به حمام معتدل رفتن و جماع كمتر كردن و بر بستر كتان خفتن و آب سرد در اثناى طعام و بر نهار و گاه گاه نوشيدن مانع تولد حصات است .