باب هيجدهم در امراض كليه ؛ يعنى گرده
فصل اوّل : در سوء مزاج كليه .
و نشان او وجود آفت است در محل آن و ديگر آثار حسب حرارت و برودت ، ساذج بود يا مادى ، همان است كه در سوء مزاج جگر گذشت و كذلك علاجش در حارّ ، كافور نفع تمام دارد ، اما افراط نشايد كه قاطع باه و مولّد حصات است .
فصل دوم : در هُزال الكُلْيَة .
و علامت آن سپيدى بول است و درور آن و نحافت بدن و قلّت باه و وجع نرم در صُلْب و در مؤخّر سر لازم بودن . علاج : قطع سبب كنند ، پس جهت فربهى كليه كوشند به استعمال مسمّنات ، چنانچه در آخر بيايد و دواء الترنجبين نافع است و ادويهء مبهّيه ، مفيد .
فصل سوم : در ضعف الكُلْيَة .
و نشان او درد كمر است ، خصوص عند انحناء و انتصاب و انتقال از پهلو به پهلو و ايضاً ضعف باه و قلّت تقاضاى بول و غسالى بودن آن بعد هضم كبدى و مايى بودن آن قبل وى ، دليل آن است . علاج : اگر سوء مزاج سبب بود ، در تبديل كوشند حسب مزاج . و اگر هُزال كليه باعث او بود ،