شفتالو يا پيه كوهان شتر يا مغز ساق گاو تدهين نمايند ، بعده آب پياز و زهرهء گاو و عرطنيثا به هم آميزند و به صوف آلوده ، حمول فرمايند و پياز فقط گرم كرده نيز تفتيح نمايد .
و بسيار باشد كه تكميد و تدهين كفايت كند و بدين مفتّحات حاجت نيايد و مرهم سپيده بهر تسكين درد مخصوص است و روغن گل به زردهء بيضه مرغ به دستور . و آن جا كه با درد و بى درد بود و خواهند كه آن را قطع كنند يا خشك سازند ، مىشايد ؛ اما قطع ، خالى از خطر نيست و اگر كنند ، يكان عدد باسور نگهدارند تا بى آسيب باشد و تبخير مقل و مرو ، شحم حنظل و سَلْخُ الْحَيَّة و اقماع بادنجان مُسْقِط و مُيَبّس است مفردةً و مجموعةً .
فصل دوم : در بواسير ريحى .
و وى آن است كه در امعاء ، ريح غليظ متولد شود و درد آرد و آن ريح گاهى به اسفل فرود آيد و گاهى به جانب پشت و گاهى به اطراف . و باشد كه اسهال خون آرد و قراقر ، لازم اين مرض است . علاج : تنقيهء سودا نمايند و چيزهاى بادشكن دهند و اين نفع دارد : پوست بيخ كبر ، يك جزء ؛ سعتر پارسى ، نصف جزء ؛ شربتى دو درم . و دلك و حمام و سوارى اسب و رياضت سودمند است و فصد باسليق در اكثر مفيد .
فصل سوم : در ناصور مقعد .
و آن قرحه اى است غائر ، عسر البرء كه در سر مقعد افتد به طرف رودهء مستقيم و پيوسته زرداب از آن برآيد . علاج : نخست قرحه را بيفشرند تا زرداب برآيد ، پس شياف غُرْب به آب بسايند و صبح و شام دو سه قطره بچكانند ، بر پشت خوابانيده و سرين بالاى بالين نهاده و تا كه دوا خشك شود به همين هيأت بدارند . و اگر در ناصور ، فتيله تواند رفت ، فتيله به ادويهء شياف غُرْب آلايند و در آب صمغ گردانيده ، بگذارند در آن . و اگر ميل را به پنبه پيچيده و به جاى فتيله به عمل آرند ، به همان طريق بهتر باشد . و هر گاه ناصور در روده نافذ باشد و باد و براز از اين راه برآيد ، در اين وقت متصدّع به علاج نبايد شد كه خطر دارد .