تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

فصل چهارم : در ورم مقعد .

و وى اگر گرم بود با درد و التهاب باشد ؛ علاجش فصد است يا حجامت و قُطْن و سپيدهء بيضهء مرغ به روغن گل آميخته در هاون قلعى يا اسرب صلايه كرده ، نهادن . و اگر درد صعب باشد ، اندكى افيون بيفزايند . و بدانند كه قى نفع تمام دارد و ملاك امر ، تعديل است به اشربه و اغذيه مناسب . و هر گاه ماده ردى به جمع آرد ، زود بشكافند بى انتظار نضج ؛ زيرا كه اگر زود نشكافند ، ماده غائر شود و ناصور گردد . و اگر مزاج سرد بلغمى بود ، رخاوت ورم و فقدان آثار حرارت پيدا باشد و علاجش قى است و مرهم محلّل نهادن . و اگر پخته باشد ، بشكافند و اگر صلب بود ، مليّنات محلّله چون پيه بطّ و مانند آن نهند .

فصل پنجم : در شقاق مقعد .

و علاجش همان است كه در شقاق لب گذشت . و احتراز از آب بسيار سرد و بسيار ترش لازم است و كذلك شكم را قبض نبايد داشت ؛ لهذا گفته‌اند كه در اين علت ، هر صبح شربت بنفشه به روغن بادام يا لعاب بهدانه آميخته بايد داد و از اغذيه ، مليّنات بايد خورانيد .

فصل ششم : در استرخاى شَرَج

و آن را استرخاء المقعد نيز گويند . و نشان وى خروج ثفل و باد است بى اراده ؛ پس اگر سببش برودت و رطوبت باطنى شديد باشد يا خارجى ، تقدّم اسباب گواهى دهد و ترهُّل پيدا بود و علاجش تنقيهء ماده مرخيه است و تبديل بدانچه در فالج گذشت ، نمودن . و اگر تورم مقعد بود ، گذشت علامت و علاجش . و اگر فسخ يا هتك عصبه بود از ضربه و سقطه يا قطع بواسير ، وقوع آن دفعةً و تقدّم سبب گواهى دهد و لا علاج له .

فصل هفتم : در خروج المقعد .

و وى اگر از ورم بود ، تدبير وى نمايند و اين به عُسر برآيد و اندرون رود . و حيلهء ادخال مقعد متورّمه آن است كه در طبيخ خطمى و بنفشه بنشانند و به موم روغن چرب سازند و اندر كنند . و اگر استرخاى عضله ممسكه بود و اين به سهولت برآيد و اندر شود ؛ تدبيرش آن است كه روغن گل خام بر مقعد بمالند و سپيده ارزيز و گلنار و مازو و شبّ يمانى و سرمه و پوست