تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و ادرار و تعريق است و اندفان و تضميد مجفّفات و احتراز هر چه بسيار گرم باشد ، لازم شمارند و همچنان از آب سرد نوشيدن . و اگر صبر نبود ، از كوزهء تنگ ماشوره قدرى بنوشند . و بايد كه آب مطبوخ بود ، خصوص با سركه و اگر عوض آب ، عرق كاسنى و باديان نوشند خوب است آن هم كمتر بهتر . بالجمله ، قدر آب در تمام روز ، زياده از سه چند غذا نشايد و قدر غذا ، ششم حصه از حال صحت بايد . و نافع ترين چيزها خوردن انار است هر قدر كه تواند بخورد . و تغذيه به گوشت مرغ يا گوسپند جوان يا نخود پخته و به سماق قَتِقْ داده سازند . و تا ممكن بود ، جنس حبوب ندهند و اگر ضرورت باشد ، برنج مجوّز است و نان كه انيسون و باديان در او باشد همراه كباب يا شورباى گوشت . و آن را كه ضعيف القُوى نبود و به خوردن نان معتاد باشد ، اگر نان خشك غذا سازند ، بهتر باشد و انفع ترين تدابير ، نوشيدن شير شتر است ، خاصه كه اعرابى باشد و خصوص كه عوض غذا و آب به همين بسنده كنند . و بايد كه روز نخست چهل درم شروع كند و هر روز ده درم بيفزايد تا آن قدر كه طبع تحمل كند . و هنگام شرب شير ، احتياط نمايند تا شير در معده نبندد و پودينه و حبّ سكبينج از مانعات تجبّن لبن است ، گاه گاه همىدهند و تشرّب بول شتر و بول بز اعرابى نيز نفع دارد .

مسهلاتى كه در لحمى دهند :

حبّ راوند است و اگر با حرارت بود ، مطبوخ هليله و شربت گل ، مكرّر . و در زقّى كلكلانج اگر بى حرارت بود ، حارّ دهند و الّا بارد و هليله زرد نيز نفع كلّى دارد . و در طبلى نيز حسب مزاج از مسهلات مذكور بدهند . و در جمله بعد تنقيه بهر تقويت جگر ، قرص انبرباريس و مانند آن و بهر ادرار ، قرص مازريون و امثال آن ، بايد كه بر يك مدرّ لزوم ننمايند بلكه ، تجديد همىفرمايند تا طبع به يك چيز مألوف نشود و هر دوايى كه باشد ، بسيار بسايند تا سريع النفوذ باشد به جگر . و طريق تعريق آن است كه بورهء ارمنى به روغن بابونه آميخته ، بر بدن طلاء