تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

فصل پانزدهم : در قيام كبدى ؛

يعنى اسهال جگر . و وى شش گونه است : يكى ، قيحى و سبب او شكافتن دبيله جگر است و تدبير او در دبيله گذشت . دوم ، غسالى و سبب او ضعف جگر است و تدبير ضعف نيز ذكر شد . و بوعلى خوردن مويز را در دفع اسهال مجرّب گفته . سوم ، دموى و او مسمّاست به ذوسنطارياى كبدى و سببش اگر امتلاى خون بود بى وقوع تفرّق اتصال ، خون كثير دفعةً برآيد ، هر گاه كه آيد ، اما دير دير آيد و ديگر آثار امتلاء پيدا بود . و اگر تفرّق اتصال بود ، از امتلاء يا ضربه يا سقطه يا جز آن ، خون بلا توقف همىآيد هنگام خُلُوّ معده و امعاء و ديگر آثار موجبه ، ظاهر باشد . علاج : در امتلاء ، حبس نشايد كرد مگر عند الضعف و هم اندر ابتدا فصد نمايند و به اماله كوشند به ربط اطراف و جز آن خون كمتر گيرند به كرّات . و اگر به قبض حاجت آيد ، قرص كهربا به شيرهء تخم خرفه و آب لسان الحَمَل دهند و تقليل غذا فرمايند و در تفرّق اتّصال امتلايى ، تدبير همين است . و در غير امتلايى ، زوال سبب كردن و قرص نفث الدم كه راوند در آن افزوده باشند هم چند يك جزء ، اثر تمام دارد در قبض و التيام . چهارم ، صفراوى و نشان او وجود علامات جگر است و علاجش از سوء مزاج جگر جويند و قبل از تنقيه و تعديل ، حبس قطعاً نكنند . پنجم ، صديدى و سبب او احتراق خون و ديگر اخلاط است در جگر و علامات و علاجش همان است كه در صفراوى گذشت . و بر آمدن زرداب به اسهال در اين جا لازم است و تضميد صندل و گلاب بر دل و جگر واجب و فصد اسيلم راست ، نافع . ششم ، خاثرى است ؛ يعنى شبيه به دُرد برآيد و سبب او نيز يا شكافتن دبيلهء كبد است يا گشادن سدّهء جگر به احتراق شديد كه در جگر افتد و علاجش حسب سبب ، بدانچه گذشت توان نمود .