فصل چهاردهم : در نفخه ؛
يعنى دم شدن شكم . و سبب اين ، يا سوء مزاج ساذج بارد است يا فساد طعام يا اجتماع اخلاط در معده . علامت علاجش از ضعف هضم و سوء مزاج كه گذشت بجويند و خيربوا در گلاب جوشانيده نافع است .
فصل پانزدهم : در جشاء و تثاؤب و تمطّى ؛
يعنى آروغ و فاژه و خميازه . و اسباب اين هر سه ، كثرت بخار است و تولد ريح در معده و بدن و علاجش تنقيه و تجويد هضم است و باديان باريك ساييده ، همراه گلقند آميخته ، بخورانند كه سود دارد و مشك خوردن ، بادِ تمام بدن بر مىآرد و مصطكى با عسل به دستور .
فصل شانزدهم : در قى و تهوّع و غثيان و تقلّب نفس .
قى آن است كه چيزى از معده از راه دهان برآيد . و تهوّع آن كه حركت بر قى شود ، اما چيزى بر نيايد . و غثيان حالتى است باعث بر قى ، پس اگر هميشه بود ، تقلّب نفس خوانند و غثيان را غثى نيز نامند . علاج : حسب الخلط ، تنقيه بايد كرد و در تنقيه به قى ، سكنجبين و آب نيمگرم نوشيده ، نفع تمام دارد ؛ به شرطى كه مانع نبود . و اگر ماده از عضو ديگر به معده آمده باشد ، تنقيه و اصلاح آن عضو نيز بايد كرد و قى كه بر سبيل بحران باشد ، بند نبايد نمود . ادويهاى كه قى صفراوى زايل كند : آمله ، كهربا ، تمر هندى ، خرفه ، طباشير ، پِست جو ، تنها يا مركب دهند . ادويهاى كه قى بلغمى زايل سازد و معده را قوّت دهد : عود ، قرنفل ، مصطكى ، پودينه خشك ، هر يك ، دو درم ؛ كوفته ، بيخته ، يك درم با ده درم گلقند بدهند . ضمادى كه قى سوداوى را مفيد است : لادن ، اكليل الملك ، اشنه ، برگ مورد تر با شراب قابض سرشته ، بر معده و سپرز گذارند و قرص ايلاوس ، بهترين چيزهاست در بلغمى و سوداوى .
فايده : محاجم بى شَرْط ، نزديك ناف و بين الكتفين نهادن و اطراف ماليدن و خواب آوردن ، در دفع قى اثر تمام دارد .
انتباه : هر گاه سبب قى فساد غذا بود ، غذاى فاسد را بتمامه دفع بايد كرد به